مدیر در مدار کربلا

ساحتی برای گفتمان سازی مدیریت عاشورایی

مدیر در مدار کربلا

ساحتی برای گفتمان سازی مدیریت عاشورایی

سید علی اصغر علوی
طلبه و دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و مدیریت گرایش بازرگانی
تهران- دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
پژوهشگر حوزه عاشورا با تکیه بر مسائل مدیریت از سال1385 تاکنون
عنوان پایان‌نامه مقطع کارشناسی ارشد: طراحی الگوی رهبری با الهام از گفتگوهای امام حسین علیه‌السلام در مسیر کربلا

آثار منتشر شده:
مجموعه کتاب‌های زیر خیمه حسین (کتاب‌های کاربردی عاشورا از شهدا تا سیدالشهدا) در 11جلد
جلد اول: سه دقیقه در مقتل گم‌نامی
جلد دوم: ...تا خدمت حسین علیه‌السلام
جلد سوم: ولعن‌الله شمرا
جلد چهارم: رفاقت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد پنجم: رقابت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد ششم: وفا به رنگ کربلا
جلد هفتم: 18 ثانیه با کوثر
جلد هشتم: امام رضا علیه‌السلام، شهید راه علم
جلد نهم: دعوا سر اولویت است
جلد دهم: راه عباس شدن
جلد یازدهم: راز دیدار علم
باغ سیب (سبک زندگی عاشورایی در 6 جلد|موردکاوی اصحاب)
عرشه خدا (سفرکربلا، پیاده‌روی اربعین، اردوهای جهادی)
ضریح قدیمی
آبروی علم( بیانات امام حسین در جمع اندیشمندان به همراه بیان بایسته‌های علمی)
خادم ارباب کیست؟(بایسته‌های خادمین هیات، هیات در تراز انقلاب|کلاس حضرت جون)
روضه‌های ناشناخته کربلا (نخستین مقتل مدیریتی)
تا دانشگاه هویزه(آن‌چه مسئولان و برگزارکنندگان اردوها باید بدانند)
توجیه المسائل کربلا (توجیه‌ها و بهانه‌هایی برای با حسین نبودن!)
راز دیدار علم(دریچه‌ای به حدیث عنوان بصری|ویرایش دوم)
جای خالی عباس (مروری بر رفتارهای تشکیلاتی حضرت عباس سلام‌الله‌علیه)
الی الحبیب (سرمشق‌هایی برای حبیب شدن)

آثار در دست چاپ:
امضای کوچک (از مجموعه کتاب‌های روضه‌های بین المللی-1) کتابی برای حضرت علی اصغر، نکته‌ها، درس‌ها و آموزه‌های امروزیش
مبانی مدیریت عاشورایی (روش‌شناسی و رویکردها)
گنبد مستجاب (تربیت زیر نگاه امام)
چای روضه‌دم

alavi_saa313@yahoo.com

      تقدیم به اندیشه‌های عاشورایی

 فایل گزیده پایان‌نامه مدیریت عاشورایی: فهرست، کلیات، منابع (دریافت)

    

پیوست‌های مرتبط:

پایان‌نامه زمینه‌ای برای تشکر از امام حسین (نسبت پایان‌نامه و امام حسین علیه‌السلام)

آغاز نامه (گزارشی از جلسه دفاعیه عاشورایی)

گزارش تصویری جلسه دفاعیه (2)

یادش بخیر...

دعوتی برای حرکت، نامه‌ای برای آغاز

 

پایان‌نامه مدیریت عاشورایی علوی12

...انسانها باید برای ظهور آماده شوند و این نیاز به تربیت دارد، تربیتی که استعداد فهم و قابلیت پذیرش امام زمان را ایجاد کند و در این میان بهترین الگو برای درک امام عصر، درنگ در امام عاشورا است.

بهترین الگو برای اصحاب المهدی شدن، الگوی اصحاب الحسین‌اند.

تربیت عاشورایی همان مدل و نرم افزار تمدنی برای رسیدن به امام زمان است. تربیت عاشورایی تنها معبر برای ظهور است،

در «این الطاب بدم المقتول بکربلا» سخن از گرای اصلی در عصر ظهور است و محوریت کربلا و آموزه‌هایش، و این یعنی اهمیت درنگ در کربلا و عاشورا. برای تربیت راهی بهتر از امام حسین نمی‌شناسیم که اگر جز این بود، اولْ سخن مربی و منجی عالم در آخر الزمان و در فتح الفتوح نهائیش «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین...» نبود.

امام عصر،‌ ابزاری نیرومند‌تر از امام حسین نمی‌شناسد و بدون او تمدن‌سازیش نشدنی است. شروع تمدن بزرگ امام عصر با امام حسین و در مدار کربلای او و معرفی خویشتن و رسم خویش با امام حسین، همه و همه پرده از یک حقیقت بر می‌دارند: جایگاه تربیت عاشورایی برای تسهیل و تکمیل جریان ظهور

آری امام زمان از حسین می‌گوید و زبان مشترک و ادبیات جهانی بر پایه و محور آموزه‌های عاشورایی شکل خواهد گرفت و کسانی در مسابقه زمینه‌سازی ظهور پیشگام خواهند شد که معرف امام عصر یعنی امام حسین را به عالم بهتر و خوب‌تر بشناسانند و دل‌ها را پذیرای شنیدن «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین ...» کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۴۲
سید علی اصغر علوی


گفت: ما کجا و عباس سلام‌الله‌علیه کجا؟!

گفتم: حتی اگر سیب‌زمینی هم باشی می‌توانی نقش‌آفرینی کنی!، البته اگر جایگاهت را خوب بشناسی:

«من که در هیات تو سیب‌زمینی هستم

کاش در قیمه تو سیب زمینی باشم!»

قیمه امام حسین

 

همان اندازه که می‌توانی، خاصیت داشته باش!

موثر بودن انسان‌ها به اندازه شناختشان از جایگاه‌ها و ظرفیت‌هایشان است.

در کربلا ولی «...وَ أَعْطَیْتَ غَایَةَ الْمَجْهُودِ» الگوساز است...

(از «جای خالی عباس» (مروری بر رفتارهای تشکیلاتی حضرت عباس سلام‌الله علیه))

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۲۶
سید علی اصغر علوی

به کربلا رسیدن لذت خود را دارد، لذت همراهی با حسین علیه السلام، لذت هم جواری با او، لذتی از جنس هم نفسی.

اما لذت بالاتر، جدا شدن است از این لذت برای کسب لذتی دیگر. آشنایی دوستان با این لذت!

همان که قرآن پرده از رازش بر می دارد:

وَماکانَ المُؤمنونَ لِینفِروا کافَّةً فَلولا نَفَر مِن کُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِیَتَفَقّهوا فی الدّینِ (سوره توبه/آیه122(

شایسته نیست مؤمنان همگی (به سوی میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان، طائفه ای کوچ نمی کند (وطائفه ای در مدینه بماند( تا در دین (ومعارف و احکام اسلام) آگاهی یابند.

اما اصل لذت، لذت آشنا کردن دوستان است با این لذت:

وَ لِیُنذِروا قَومَهُم اذا رَجَعوا الیهِم لَعَلّهُم یَحذَرون (توبه/122(

و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟!

شاید(از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداری کنند!

.

قصه ی حبیب به سمت قبیله اش، در همان آشنایی دوستان بود

از لذت همراهی با حسین.

حبیب نزد امام علیه السلام آمد و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا!

در نزدیکی ما قبیله ای از بنی اسد است. به من اجازه می فرمایی نزد

آنان رفته و آنان را به یاری تو فراخوانم؟ امید است خدا آنان را یاور تو کند.

امام علیه السلام فرمود:"ای حبیب! من به تو اذن دادم"

حبیب به صورت ناشناس در تاریکی شب نزد آنان رفت و

.

کار شب هفتم حبیب ترجمان عملی همان آیه بود.

چنان که خود می فرمود:"بهترین ارمغانی را که نماینده ای برای مردم خود می آورد، برای شما آورده ام.

آمده ام شما را به یاری فرزند دختر پیامبرتان فراخوانم"

هدیه ای از جنس یاری.

به حقیقت در عالم حب و محبت، حبیب یکه‌تاز است.

.

بعضی دوستی ها انسان را بیچاره می کند.

حبیب که سهل است، هرکس دیگر را هم بود این طور بیچاره می کرد.

با رفقایش به حسین علیه السلام پیوست.

اما باز دلش آرام نشد. بازهم سراغ دوستانی می گشت برای حبیبش حسین.

 90 نفر دیگر قبیله‌ی خود را هم، شیدای حسین کرد و آورد.

اما حیف که نشد ...

حسین راز همه دوستی ها و نخ تسبیح رفاقت هاست.

هرجا نام اوست حرکتی از این جنس را می توان دید.

اشتیاقی به نام رفاقت؛ رفاقت به سبک حبیب.

.

.

.

«برگرفته از کتاب رفاقت به سبک حبیب»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۴۳
سید علی اصغر علوی
يكشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۳، ۱۱:۳۸ ق.ظ

در آروزی حسینیه علوم انسانی


با تشکر از پویه عالمانه و عاشقانه برادر عاشورایی‌مان: حاج حسین براتی

برگی از ویرایش جدید «دعوا سر اولویت است»

در آرزوی حسینیه علوم انسانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۳ ، ۱۱:۳۸
سید علی اصغر علوی

سرفصل گزیده‌ای از ویرایش جدید اثر «دعوا سر اولویت است»

دعوا سر اولویت است-تبلیغ-۵۵۰

گاهی یک طرح یا یک دوره یا چیزی شبیه این‌ها (بخوانید کارهای فرهنگی معمولاً) به مانند ماشینی شروع به حرکت می‌کند، شتاب می‌گیرد و با سرعت مشغول پیش‌رفت می‌شود که ناگهان...

متوجه می‌شویم یکی از چرخ‌های ماشین مذکور نیست!

علت و تحلیل واقعه: حقیقت آن است که در اوج کار و گرماگرم هر دوره غالباً برای چند نفر سؤالی پیش می‌آید: آیا واقعاً این کار فی الواقع همان تکلیف امروز ماست آیا؟! (به تکرار «آیا» و لحن شک‌آلود سؤال دقت داشته باشید!) این جمله همان و شیوع این تفکر و تسری آن به بقیه هم همان و الباقی قصه...

این نحله‌ها را اصطلاحاً نحله‌های «چِکُنِشْ فَلْسَفِی دُچَارْ شُده»! می‌نامیم!

مشکل آن است که برخی اصلاً دغدغه ندارند (و رحمت خدا بر سیب‌زمینی که مؤثرتر از این دسته است و ما ابداً قصد توهین و جسارت و یا انکار خواص این موجود را نداریم!) ولی برخی از شدت دغدغه‌های رنگارنگ به مقام «وسواس در دغدغه» نائل می‌شوند.

مشکل عمده اهالی فرهنگ‌زده جامعه ما همین است و این یعنی توقف و بالاتر از آن جماعتی را به توقف کشاندن است. همین‌جا نقداً جهت این که بحث دوطرفه باشد (و از متکلم وحده به مع الغیر هم رسیده باشیم!) یک دعا از ما و یک آمین از شما: خدایا ما را از بی‌دغدغگی و نیز از وسواس در دغدغه‌ها نجات بده!

البته این را هم عرض کنیم که دعا تنها پاسخ‌گو نبوده و نیست، اینجا نسخه اولویت‌سنجی، نسخه‌ای ضروری است و پرداختن و اندیشیدن به بحث آن حائز اهمیت...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۳ ، ۱۰:۳۰
سید علی اصغر علوی

اولویت‌ها تصمیم‌سازند. انتخاب‌ها در گرو اولویت‌هاست که معنا می‌یابد. در زندگی اصولاً دعوا سر اولویت است. «دعوا سر اولویت است» ضرب‌المثل اهالی سال 61 هجری است. ضرب‌المثلی که هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود. زبان دل آن‌ها که رسیدند و آن‌ها که نرسیدند...

اشاراتی از کربلا برای مدیریت بهتر زندگی در زمان جاری

جلد دعوا سراولویت است

 

چه کسی از محبت امام حسین بی­بهره است؟

کدام دل است که با نام حسین نلرزد و با دیدن پرچمش به سمت آن تمایل پیدا نکند؟ هیچ‌کس!

چه کسی کار برای امام حسین را بد می­داند؟ هیچ‌کس!

اما چرا خیلی از وقت­ها "این جبهه نیرو ندارد"؟ دعوا سر اولویت است.

البته مشکل از "کار کردن برای امام حسین" فراتر است. اینجا مسئله­ اصلی و کلیدی، نفس "کار" است و این‌که چرا کارها یا انجام نمی­شود و یا اگر انجام شود استمرار ندارد؟ و در این میان کربلا بهترین مکان برای جواب گرفتن، چراکه در کار برای امام حسین کسی شک و شبهه ندارد، اما در اینجا هم...!

مشاهده مواردی از این مسئله در داستان کربلا جواب را بهتر و سریع­تر خواهد فهماند: «دعوا سر اولویت است»، با تأکید بر واقعه­ عاشورا و جلوه­هایی از کربلا. معمای تاریخی «قلوبهم معک و سیوفهم علیک» را باید کشف کرد. راز «هل من ناصر...» امام را باید فهمید، راز تنهایی و غربت در عرصه‌های مهم را باید شناخت و کربلا بهترین مکان است برای جواب گرفتن مسائل امروز. آزمایشگاهی برای علوم انسانی اسلامی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۳ ، ۰۹:۰۵
سید علی اصغر علوی

گذری بر تربیت عاشورایی

 با تشکر از اساتیدی که پذیرا و راهنمای اندیشه‌ها هستند:حضرات اساتید سوزنچی، مهدوی‌نژاد، عرب‌اسدی، لطیفی، یعقوبی‌آل و...

خوبی تربیت عاشورایی در این است که انسان اصلا متوجه نمیشود که کی و چطور آدم شد! این معجزه کار امام حسین است که آرام و سریع متربی را به کمال میرساند و او را از فراز موانع خود ساخته عبور میدهد

اینقدر درگیر امام حسین شدیم که وقت نکردیم تربیت شویم و آدم شدن فراموشمان شد!

یاد حضرت حسین لازمه آدم شدن است؛ مصیر آدمیت جز از راه ابراز ارادت به حسین نیست. مگر امکان دارد کسی درگیر حسین شود (در حسین گیر کند) و آدم نشود؟ بله! ممکن است. او آدم میشود ولی آنقدر ملایم و آرام و سریع که اصلا متوجه نمیشود که به آن شیفته و مغرور شود؛ آدم میشود، چه آدم شدنی ولی نمیفهمد! و این مزیت «تربیت عاشورایی» است که آفات بعدی خوب  شدن مثل «عُجب» و مانند آن را هم به دنبال ندارد.

«خواندم حکایت سگ اصحاب کهف را

شاید وفا ببینی و آدم کنی مرا»

هر کس درگیر حسین شد آدم شدن میخواهد چه کار؟! او حسینی شده « وَ کَفَى‏ بِهِ فَخْرا»

نکته مهمی که گاه در مسائل تربیتی نادیده گرفته میشود عنایت به هدایت تکوینی در جریان تکامل و رشد است که این غیر از هدایت مرسوم تشریعی است. تعبیر علامه جوادی در ذیل آیه  «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ» سوره حمد راهگشای بحث است:

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۳ ، ۰۹:۲۲
سید علی اصغر علوی


با تشکر از دوستان بسیجی موسسه علمی فرهنگی سدید و نشریه حیات؛ برداشتی از «مبانی مدیریت عاشورایی» روش‌شناسی و رویکردها

·         در عاشورا پژوهی، "توسل" جزء روش است. باید "با"حسین زیست. باید با پدیده‌های کربلا هم‌نفس شد. تنها نباید به روایت عالمانه عاشورا بسنده کرد

·         باید اهل درد شد و درد را شناخت تا درمان گرفت، آن‌جاست که "خوشا دردی که درمانش حسین است" معنا پیدا می‌کند

·         در راه رسیدن به هدف بزرگ تدبر در عاشورا باید از روش تأمل و تدبر در کربلا و عاشورا به مثابه «قرآن عمل شده و به اجرا در آمده» بهره برد و این با انس و تکرار با متون حاصل خواهد شد.

·         اگر حسین همتا و عِدل قرآن است، روش رسیدن به یکی، قابل الگوبرداری و الهام‌بخشی برای دیگری خواهد بود

·         جایگاه اشک و توسل و روضه در مطالعات و تحقیقات عاشورایی بیش از پیش مشخص و برجسته می‌شود. بر این اساس هرشب باید حضرت حسین را التماس کرد تا فردایی دیگر، اذن نفس کشیدن به پژوهندگانش را بدهد.

 

پیش‌نوشت: در این بخش روش پیشنهادی مبتنی بر اصول موجود استنباطی و روش تحقیقی بیان می‌شود، روشی که شامل دو پیش نیاز و پنج گام عملی برای رسیدن به نتیجه است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۳ ، ۱۰:۲۵
سید علی اصغر علوی
يكشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۳، ۱۰:۱۱ ق.ظ

راه تولید علم از کربلا می‌گذرد

قتلونا بقتل الحسین و قتلناهم بحب الحسین

عاشوراپژوهان اولین و برترین تجربه‌گرایانند، اگر بنا بر تجربه‌گرایی باشد که نیست! عاشورا تجربه موفق تاریخ است. ما در عاشورا تنها از انتزاعات و معقولات سخن نمی‌گوییم.سخن عاشورا فقط در عرش نیست، در فرش هم قابل دیدن است، ملموسِ ملموس. (چرا که امام، انسان مافوق است و نه مافوق انسان؛ که بیانش بماند...)

عاشورا عینی ترین تجربه تاریخ است؛ اتفاقی به روایت سال 61 هجری؛ منتها «اتفاق»ی که «اتفاقی»نیست. در ورای تاریخ و جغرافیایش فرهنگی نهفته برای عالم دارد. تجربه موفقی در تاریخ که فهم فلسفه تاریخ را در انسان تغییر خواهد داد...

***

از همه اینها گذشته، برگ برنده عاشوراپژوهی، باور به آن نورانیتی است که دارد. (ر.ک. «راز دیدار علم» دریچه ای به حدیث عنوان بصری و«آبروی علم» شرح خطبه منای امام حسین) به دلالت مصباح الهدایش که چشم‌های رمق‌کشیده را فرصت تماشاست.

زندگی در این محیط نورانی علم زیباست! آن‌جا که همه چیز با یک رنگ خدایی همراه می‌شود: خواندن و نوشتن و گفتن و اصلا بودن برای او.

...اربعینش نیز همه انسان‌ها و وجدان‌ها را به خود فرا می‌خواند تا بیشتر در «بزرگترین همایش حسین‌دوستان عالم» ببینیم، بیندیشیم و گفتگو کنیم.

پیاده‌روی در شعاع نگاه حضرت ارباب (آن هم از نجف به کربلا) اگر با چاشنی مباحثات علمی عجین شود چه کیمیایی خواهد شد! چرا که نفس کشیدن در راه کربلا و استمداد از برکت آن سرزمین، زمینه‌ساز علم و معرفت است.

"چشمه‌های جوشان علم" تو را می‌خواند!

خوشا گفتگوهای در این مسیر...

راه کربلا و مباحثه علمی

(سپاس از علی آقای سلیمانی از ثبت خاطره شیرین پیاده روی کربلای اربعین در محضر استادنا حضرت سوزنچی عزیز)

هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله!

پیوندهای مفید:

هم علم ریزه‌خوار علی است هم فرزندش حسین!

یادمانه‌ای از آن دیار: ایده: ایجاد فرصت مطالعاتی در شهر نجف

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۳ ، ۱۰:۱۱
سید علی اصغر علوی

روضه‌های حضرت عباس محل تربیت سربازان ولایت‌مدار امام زمان است و این راز آن علقه‌ای است که امام عصر به شخصیت کادرساز آخرالزمانی عمویش و مجالس و روضه‌های تشکیلاتی او دارد...

جای خالی عباس پر شدنی نیست، اما باید کاری کرد...

جلد جای خالی عباس

 

نام‌ها گاه، سلسله صفات و شبکه فضیلت‌ها را تداعی می‌کنند و در این میان هیچ نامی را نمی‌شناسم که شکوه و شوکت نام عباس یافته باشد، نامی رشک‌انگیز و اشک‌انگیز، رشک همه خوبان در عرصه رستاخیز و اشک همه آنان که به شوق می‌گریند و جلال و جمال ابوالفضلی را ادراک می‌کنند.

تنها توصیف عباس‌شناس بزرگ، موعود عصرها و نسل‌ها کافی است که دریابیم این قله رازناک و این اقیانوس کران‌ناپیدا را نمی‌توان با پیمانه حقیر واژه‌ها شناخت:

السَّلَامُ عَلَى ابی الفَضْل العباس‌بن‌امیرالمؤمنین، الْمِوَاسِی‏ أَخَاهُ‏ بِنَفْسِهِ، الْآخِذِ لِغَدِهِ مِنْ أَمْسِهِ‏، الْفَادِی لَهُ الْوَاقِی، السَّاعِی إِلَیْهِ بِمَائِهِ، الْمَقْطُوعَةِ یَدَاه‏...(المزار الکبیر ص 486. و اقبال الاعمال ج 3. ص 71.)

سلام بر فرزند برومند علی، ابوالفضل العباس که غم‌خوار و غم‌گسار و جان‌نثار برادر بود و دیروزش را به پای فردایش قربانی کرد. فدایی و نگهبان و پاسدار امام بود، آب (آبرو) به کربلا بخشید و دستان بریده‌اش (پیوندگاه کربلا و تاریخ شد.)

در این سلام، عباس‌بن‌علی گفته نشده، عباس‌بن‌امیرالمومنین، طلیعه سلام است و این نسبت، خود گویای چه دقائق و لطایفی است که تنها اهل بصیرت و معرفت می‌فهمند.

در سلام موعود، عباس «مُواسی» است و مواسی، کسی است که اندوه خویش را در اندوه دیگران گم می‌کند و محور «خود» را به پاس‌داشت ناز و نیاز دیگران می‌گسلد و در این میانه «خویشتن» نمی‌خواهد و نمی‌بیند و عباس در «حسین» گم شده است و همه، او می‌بیند و او می‌خواهد، حتی در موج‌خیز علقمه، تصویر حسین فراچشم اوست که می‌گوید: هذا حسین شارب المنون.

در حلقه مدیریت عاشورا، در جنگ روانی دشمن، در شیهه و قهقهه و تمسخر و شماتت و دشنام و غبارخیزی اسب‌های مهاجم، خیمه‌ها به برکت «مواسی» خویش –عباس- آرام می‌شوند و در میدانی که از غبار «تار» شده است، چشمان حسین، عباس می‌جوید و صدا می‌زند: بنفسی انت یا اخی و پاسخ می‌یابد: لبیک سیدی، لبیک مولای و به تعبیر مکاشفه‌ای شاعر در «کدر العجاج» عاشورا ماهتاب کربلا، تاریکی می‌شکند و ظلمت می‌زداید. (والشمس فی کدر العجاج لثامها)

چه مدیریتی بر زمان دارد عباس! از دیروز برای فردا می‌گیرد و لحظه‌هایش را برای اکنون هزینه نمی‌کند، همه فردا مال اوست چون همه دیروز و امروزش را می‌بخشد و به تعبیر شگفت خودش در علقمه «انی اُحامی ابدا عن دینی» او در ابدیت جاری است و ابدیت جرعه‌نوش مشک زلال اوست. جرعه‌نوش مشکی که تشنگی دیگران دید و لب‌های ترک‌بسته خویش را در محرومیت علقمه جا گذاشت تا همه «لب‌های حق‌گو» او را بخوانند و نام او تبرک لب‌ها و آبروبخش زبان‌ها و زمان‌ها باشد.

ابوالفضل «مدیر مستمر تاریخ» است، مدیر ابدی انسان، چراکه «زمان» خود را به فردا بخشید و پروای دیروز و امروز نداشت. شگفتا عباس که به پاس این مدیریت هرچه فرداتر می‌شود از او بیش‌تر می‌گویند و در فردای ناگزیر قیامت چنان بشکوه می‌آید که غبطه، سهم همه چشم‌ها و لب‌ها می‌شود! (بخشی از مقدمه استاد دکتر محمدرضا سنگری)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۳ ، ۰۹:۲۹
سید علی اصغر علوی