مدیر در مدار کربلا

ساحتی برای گفتمان سازی مدیریت عاشورایی

مدیر در مدار کربلا

ساحتی برای گفتمان سازی مدیریت عاشورایی

مدیر در مدار کربلا
سید علی اصغر علوی
طلبه و دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و مدیریت گرایش بازرگانی
تهران- دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
پژوهشگر حوزه عاشورا با تکیه بر مسائل مدیریت از سال1385 تاکنون
عنوان پایان‌نامه مقطع کارشناسی ارشد: طراحی الگوی رهبری با الهام از گفتگوهای امام حسین علیه‌السلام در مسیر کربلا

آثار منتشر شده:
مجموعه کتاب‌های زیر خیمه حسین (کتاب‌های کاربردی عاشورا از شهدا تا سیدالشهدا) در 11جلد
جلد اول: سه دقیقه در مقتل گم‌نامی
جلد دوم: ...تا خدمت حسین علیه‌السلام
جلد سوم: ولعن‌الله شمرا
جلد چهارم: رفاقت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد پنجم: رقابت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد ششم: وفا به رنگ کربلا
جلد هفتم: 18 ثانیه با کوثر
جلد هشتم: امام رضا علیه‌السلام، شهید راه علم
جلد نهم: دعوا سر اولویت است
جلد دهم: راه عباس شدن
جلد یازدهم: راز دیدار علم
باغ سیب (سبک زندگی عاشورایی در 6 جلد|موردکاوی اصحاب)
عرشه خدا (سفرکربلا، پیاده‌روی اربعین، اردوهای جهادی)
ضریح قدیمی
آبروی علم( بیانات امام حسین در جمع اندیشمندان به همراه بیان بایسته‌های علمی)
خادم ارباب کیست؟(بایسته‌های خادمین هیات، هیات در تراز انقلاب|کلاس حضرت جون)
روضه‌های ناشناخته کربلا (نخستین مقتل مدیریتی)
تا دانشگاه هویزه(آن‌چه مسئولان و برگزارکنندگان اردوها باید بدانند)


آثار در دست چاپ:
الی الحبیب (سرمشق‌هایی برای حبیب شدن)
توجیه المسائل کربلا (توجیه‌ها و بهانه‌هایی برای با حسین نبودن!)
امضای کوچک (از مجموعه کتاب‌های روضه‌های بین المللی-1) کتابی برای حضرت علی اصغر، نکته‌ها، درس‌ها و آموزه‌های امروزیش
راز دیدار علم(دریچه‌ای به حدیث عنوان بصری|ویرایش دوم)
جای خالی عباس (بررسی رفتارهای تشکیلاتی حضرت عباس سلام‌الله‌علیه)
مبانی مدیریت عاشورایی (روش‌شناسی و رویکردها)

alavi_saa313@yahoo.com

محصول برکت مذاکره علمی در حرم منور رضوی در محضر اساتید بزرگوار دکتر علی‌اصغر خندان و حاج‌سید‌محمد‌رضا یعقوبی‌آل

اگر مقدمه کتاب "داستان راستان" استاد شهید مرتضی مطهری را نخوانده اید از دست ندهید!

عده‌ای اهمیت کار را به دشواری آن می‌دانند و نه به مفید و موثر بودن آن! ( به نظر شما شاخص اهرمی برای رسیدن به تکلیف  اصلی چیست؟)

این نوع نگاهی است که به تعبیر شهید مطهری یک بیماری اجتماعی است و در جریان نگارش اثر "داستان راستان" برای عده‌ای بروز می‌یابد و از مولف "اصول فلسفه و روش رئالیسم"ی که بنای نگارش "داستان راستان" کرده چنین انتقادهایی می‌شود...

ولی سخن آن است که باید به سراغ "و اما ما ینفع الناس..." رفت و به تعبیر زیبای امامت جماعت مسجد صنعتگران مشهد، "دنبال کار گنده نباشید، دنبال کار مُنده باشید!" (مُنده: مانده، بر زمین مانده)

"...در مدتى که مشغول نگارش یا چاپ این داستانها بودم، بعضى از دوستان ضمن تحسین و اعتراف به سودمندى این کتاب، از اینکه من کارهاى به عقیده آنها مهمتر و لازمتر خود را موقتا کنار گذاشته و به این کار پرداخته‏ام، اظهار تأسف مى‏کردند و ملامتم مى‏نمودند که چرا چندین تألیف علمى مهم را در رشته‏هاى مختلف به یک سو گذاشته‏ام و به چنین کار ساده‏اى پرداخته‏ام. حتى بعضى پیشنهاد کردند که حالا که زحمت این کار را کشیده‏اى پس لااقل به نام خودت منتشر نکن! من گفتم چرا؟ مگر چه عیبى دارد؟ گفتند اثرى که به نام تو منتشر مى‏شود لااقل باید در ردیف همان اصول فلسفه باشد، این کار براى تو کوچک است. گفتم مقیاس کوچکى و بزرگى چیست؟ معلوم شد مقیاس بزرگى و کوچکى کار در نظر این آقایان مشکلى و سادگى آن است و کارى به اهمیت و بزرگى و کوچکى نتیجه کار ندارند؛ هر کارى که مشکل است بزرگ است و هر کارى که ساده است کوچک.

اگر این منطق و این طرز تفکر مربوط به یک نفر یا چند نفر مى‏بود، من در اینجا از آن نام نمى‏بردم. متأسفانه این طرز تفکر- که جز یک بیمارى اجتماعى و یک انحراف بزرگ از تعلیمات عالیه اسلامى چیز دیگرى نیست- در اجتماع ما زیاد شیوع پیدا کرده. چه زبانها را که این منطق نبسته و چه قلمها را که نشکسته و به گوشه‏اى نیفکنده است؟.

به همین دلیل است که ما امروز از لحاظ کتب مفید و مخصوصا کتب دینى و مذهبى سودمند، بیش از اندازه فقیریم. هر مدعى فضلى حاضر است ده سال یا بیشتر صرف وقت کند و یک رطب و یابس به هم ببافد و به عنوان یک اثر علمى، کتابى تألیف کند و با کمال افتخار نام خود را پشت آن کتاب بنویسد، بدون آنکه یک ذره به حال اجتماع مفید فایده‏اى باشد. اما از تألیف یک کتاب مفید، فقط به جرم اینکه ساده است و کسر شأن است، خوددارى مى‏کند. نتیجه همین است که آنچه بایسته و لازم است نوشته نمى‏شود و چیزهایى که زائد و بى مصرف است پشت سر یکدیگر چاپ و تألیف مى‏گردد. چه خوب‏ گفته خواجه نصیرالدین طوسى:

         افسوس که آنچه برده‏ام باختنى است             بشناخته‏ها تمام نشناختنى است‏

          برداشته‏ام هر آنچه باید بگذاشت             بگذاشته‏ام هر آنچه برداشتنى است‏

 عاقبة الامر در جواب آن آقایان گفتم: این پیشنهاد شما مرا متذکر یک بیمارى اجتماعى کرد، و نه تنها از تصمیم خود صرف نظر نمى‏کنم، بلکه در مقدمه کتاب از این پیشنهاد شما به عنوان یک بیمارى اجتماعى نام خواهم برد.

بعد به این فکر افتادم که حتما همان‏طور که عده‏اى کسر شأن خود مى‏دانند که کتابهاى ساده- هرچند مفید باشد- تألیف کنند، عده‏اى هم خواهند بود که کسر شأن خود مى‏دانند که دستورها و حکمتهایى که از کتابهاى ساده درک مى‏کنند به کار ببندند!!" (مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏18، صص:190- 191)

در کرببلا حسین را می‌کشتند

در گوشه حجره شیخ، عرفان می‌گفت

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۳ ، ۰۹:۳۸
سید علی اصغر علوی
چهارشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۴۲ ق.ظ

حرای اندیشه

خلوتی برای اصحاب کهف الحسین سلام‌الله‌علیه

در خلوت‌ها به ضرورتِ داشتن خلوتی برای اندیشه می‌اندیشم! چه دور زایایی!

محمد صلوات خدا بر او و آلش نیز که باشی نیاز به مجالی برای خلوت و تفکر داری، رخصتی و فرصتی... حرایی برای اندیشه...

و چقدر امروز در این عصر شلوغ متلاطم نیاز به حضور خلوت برای اهالی علم و فرهنگ احساس می‌شود؛ حرایی از جنس علم و فرهنگ، "حرای علمی-فرهنگی"!

خلوت، چه در دل کوه باشد چه در دل شب، مهمْ خلوت در ژرفایی است که در خود باید بیابی و بکاوی؛ و کسی بدون این "خلوت انس"، لحظات بزرگ را درک نخواهد کرد... روز عاشورا هم رهاورد شب بزرگ عاشورا و خلوت‌های ژرف آن است؛ خلوت‌هایی که در دل خود، استعداد تربیت امثال حر را دارد...

مدتی است در حرای عاشورا، از فراز کهف الحسین (ن.ب: الحصین!) مشرف بر هستی به این سرزمین‌‎های غریب نه چندان دوردست نگرانیم؛ (نگران با همان ایهام لطیفش): تمدن نوین اسلامی، الگوی اسلامی پیشرفت، سبک زندگی، تربیت، تشکیلات، بیداری اسلامی و...با رویکرد عاشورا

و اخیرا در وادی هایی مثل: تفکر، دستگاه محاسباتی و...

چرا که مرشدمان فرمود: "دنیای اسلام به تفکر احتیاج دارد"...

تا تو برگردی و از نو غزلی بنویسم

می‌گذارم که قلم پر شود از شیدایی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۳ ، ۰۹:۴۲
سید علی اصغر علوی
شنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۴۲ ق.ظ

در مدار حضرت حسین سلام‌الله‌علیه

به علامه قاضی نشان داده بودند که همه عالم سر سفره امام حسین است و همه فیوضات عالم از ایشان به عالم می‌رسد...

به یاد آن دانشمند که با همه وجودش شهادت می‌داد که زمین به دور خورشید می‌گردد و نه خورشید در مدار زمین؛ و بر این عقیده‌اش تا پای جان ایستاد و حرفش این بود که اگر همه‌ی زمین خلاف آن را بگویند باز هم زمین در مدار خورشید می‌گردد...

روزی نیز همه به این اثبات بزرگ نایل خواهند شد که همه چیز در مدار حسین است، نه فقط در عرفان و سلوک و معنویت، که در علم، در نور، در پیش‌رفت و در هر امری...

روزی درک این مساله، سکه رایج فهم‌ها خواهد شد که وقتی امام حسین در معادله‌ای وارد شود همه چیز به هم می‌ریزد...

حتا راز این که "اگر روضه نباشد هیچ سخنرانی و منبری عاقبت به خیر نمی‌شود" بر ملا خواهد شد و فلسفه برای "آخر همه سفرا کربلا" آشکارا به سخن خواهد آمد

آن روز همه نظریات در مدار حضرت حسین خواهند چرخید و همه رساله‌ها و پایان‌نامه‌ها محتاج پیوست عاشورایی خواهند شد! (و این جمله هم نیازی به علامت تعجب نخواهد داشت!)

زمین به دور خودش چرخ می‌زند تا که

نشان دهد به سماوات، کربلایت را

مدیر در مدار کربلا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۳ ، ۱۰:۴۲
سید علی اصغر علوی

 پیش روی اباعبدالله برو...( فتقدّم بین یدی أبی‌عبد‌اللّه)

 

"در برابر ابی عبدالله قرار گیر تا امام تو را به شمار آورد همان‌گونه که غیر تو را از یارانش را به شمار آورد

لحظاتی وجودت در یاد و خاطر امام نقش بندد و لحظاتی امام تو را به شمار آورد..."

اثر تربیتی زیارت (مدرسه زیارت)

مبنای زیارت هم همین است: آمدن در مقابل دیدگان امام (جایی که این مقام را احساس کنی و خودت هم آن را بفهمی و الا امام همه جا حاضر است و همه عالم تحت سیطره مقام عین اللهی اوست)؛ غایت اندیشه زایر رسیدن به این درک بزرگ "حضور" است، درک همیشه در حجم نگاه امام بودن، درک تعریف زیارت"حضور الزائر عندالمزور" و بهترین دوره کارگاهی تمرین این مهارت، پیاده روی اربعین است: تمرین سه روز زیر آفتابی چشمان امام بودن و تعمیم این فهم و جریان آن بعد از زیارت در تمام زندگی، رسیدن به این که همیشه و همه جا امام این نگاه ویژه را دارد اگر بدانی و اگر بخواهی و این همه آثار تربیتی مدرسه زیارت است.

ورود در برترین محیط تربیت

کسی که جلوی امام باشد و این فهم در او به کمال رسیده باشد که او در مقابل امام است و امام هم دائم در منظر اوست به برکات بزرگی دست خواهد یافت: دست به هرکاری نمی‌زند، هرلباسی نمی‌پوشد، هر حرکتی انجام نمی‌دهد، هر حرفی نمی‌زند...

کسی که به این مقام حضور رسیده باشد وارد بهترین محیط تربیتی شده است که دائما برایش رشد خواهد داشت؛

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۰:۳۹
سید علی اصغر علوی

...چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند، تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟!(توبه/122)

برگی از عاشورا

ابن ابو طالب گوید: حبیب هنگام رسیدن به حسین (ع) و دیدن شمار اندک یاران و فراوانى شمار دشمنان آن حضرت گفت: در این نزدیکى قبیله‏اى از بنى اسد هستند، اگر اجازه بدهید مى‏روم و آنان را به یارى تو دعوت مى‏کنم. شاید خداوند هدایتشان کند و به وسیله آنان بلیه را از تو بگرداند! امام حسین (ع) به وى اجازه فرمود. او به سوی قومش رفت و در دعوت قومش به آن ها گفت:شما خویشاوندان من هستید. من این نصیحت را بشما میکنم. پس بیائید و امروز سخن مرا در باره نصرت حسین بشنوید تا بدین وسیله بشرافت دنیا و آخرت نائل‏ شوید. من بخدا قسم می‌خورم احدى از شما با پسر پیامبر در راه خدا شهید نخواهد شد مگر اینکه در اعلى علیّین بهشت با حضرت محمد صلّى اللَّه علیه و آله رفیق خواهد بود. با این نفس آتشین حبیب حدود 90نفر داوطلب پیوستن به سپاه امام شدند. (بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۴۴، ص: ۳۸۷)

درنگی در عاشورا

عاشوراییان، امام‌شان را تمام دین‌شان می‌دانند و بر آن شهادت می‌دهند. بلیغ‌ترین شهادت را باید از حنجره علم‌دار این قافله یعنی حضرت ابالفضل العباس شنید در آینه رجزش در کنار علقمه، آن‌جا که دفاع از امام را همان دفاع از دین می‌داند: "إِنِّی أُحَامِی‏ أَبَداً عَنْ‏ دِینِی"؛ این‌جا حمایت از حسین حمایت از دین است و حمایت از دین در حمایت از حسین. در افق اهالی کربلا حسین همان دین مجسم است و همه شئون دین در او مجال بروز می‌یابد. چنان که شیخ اصحاب عاشورا –حبیب- نیز آن دم که از کوفه به کربلا می‌رسد و کنار امام نفسی تازه می‌کند، بلافاصله اذن می‌گیرد تا به دستور آیه نَفْر عمل کرده باشد و برای انذار قومش سفر کرده باشد. این‌جا تفقه در حسین نیز همان تفقه در دین است:(لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ: اَیْ لیتفقهوا فی الحسین)

حضرت حبیب یکی از باشکوه‌ترین مصادیق آیه‌ی مبارکه‌ی نَفْر است: وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُون(توبه/122)

از "لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ" تا "وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ" را از مکتب عاشورا باید آموخت و اصحاب الحسین سابقون عمل به این آیه‌اند و حبیب را در این میانه مقامی - و به تعبیر امام عاشورا "فضلی"- ویژه است، حبیب نماینده اصحاب است، افضل شهدای غیر بنی‌هاشم...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۳ ، ۱۰:۲۰
سید علی اصغر علوی
پنجشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۴۲ ق.ظ

استاد راه‌نمای نورانی

همه در مسیر جستجوهای‌شان برای رسیدن به گم‌شده‌ی هدف‌، سراغ از راه‌نما می‌گیرند

برای پژوهش‌ها و تحقیق‌ها و پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها نیاز به استاد راه‌نما احساس می‌شود

خوشا آنان که دل به هدایت‌ها و راه‌نمایی‌های نورانی و باطنی‌اش بسته‌اند:

و چه قدر راه تنگ و دشوار است برای کسی که راه‌نمایش او نباشد

و چه قدر عرصه‌ها وسیع می‌شود و کرانه‌ها روشن، آن‌گاه که او راه‌نمای راه باشد...

سُبْحَانَکَ‏ مَا أَضَیْقَ‏ الطُّرُقَ عَلَى مَنْ لَمْ تَکُنْ دَلِیلَهُ

وَ مَا أَوْضَحَ الْحَقَّ عِنْدَ مَنْ هَدَیْتَهُ سَبِیلَه‏ (مناجات هشتم خمسه عشر، مناجات المریدین)

کربلای معلی

حوالی گنبد مستجاب خدا


کربلا گنبد مستجاب خدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۴۲
سید علی اصغر علوی


صفات زشت کوفیان منحصر در «بی‌وفایی» نبوده است، حضرت زینب(س) صفات پایه‌ای کوفیان را بیان فرموده‌اند: اینجا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۰
سید علی اصغر علوی

سبک زندگی عاشورایی: زندگی مبتنی بر نشاط جهادی برخواسته از مسئولیت‌پذیری

سر کلاس زیارت‌نامه ها و مقاتل: این جلسه "زیارة الشهداء الخارجة من الناحیة المقدسة" منسوب به سال252 هجری

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَوَّلَ‏ قَتِیلٍ‏ مِنْ نَسْلِ خَیْرِ سَلِیلٍ‏، مِنْ سُلَالَةِ إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلِ (المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص: 487)

پایین پا علی اکبر حسین

چرا اولین شهید بنی‌هاشم باید علی‌اکبر باشد؟ راز پیش‌گامی این جوان را در چه می‌توان جستجو کرد؟ شاخص اصلی این جوان عاشورایی برای الگوگیری در حوزه رفتار چیست؟

حضرت علی اکبر سلام‌الله‌علیه از منظر رهبر معظم انقلاب:

"هر کدام از اصحاب و یاران امام حسین علیه‌السّلام برای رفتن به میدان جنگ و مبارزه کردن اجازه می‌خواستند، امام به سرعت اجازه نمی‌داد. بعضیها را ممانعت می‌کرد؛ به بعضی می‌گفت که اصلاً از کربلا برگردید و بروید. او با جوانان بنی‌هاشم و اصحاب خود، چنین رفتار می‌کرد. اما علی‌اکبر - جوان محبوب و فرزند عزیزش - که اجازه میدان خواست، امام یک لحظه هم درنگ نکرد و به او اجازه داد. این‌جا می‌شود معرفت پسر و عظمت مقام پدر را فهمید.

تا وقتی اصحاب بودند، می‌گفتند جانمان را قربان شما می‌کنیم و اجازه نمی‌دادند کسی از بنی‌هاشم - فرزندان امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم‌السّلام - به میدان جنگ بروند. می‌گفتند اوّل ما می‌رویم و کشته می‌شویم، اگر بعد از کشته شدن ما خواستید، آن وقت به میدان بروید. وقتی که نوبت به جانبازی و شهادت بنی‌هاشم رسید، اوّل کسی که درخواست اجازه برای میدان می‌کند، همین جوان مسؤولیت‌شناس است؛ او علی‌اکبر، پسر آقا و پسر امام و از همه به امام نزدیکتر است، پس برای فداکاری از همه شایسته‌تر است. این هم یک مظهر امامت اسلامی است؛ این‌جا جایی نیست که دنیا، منافع مادّی، سود اقتصادی و شهوات نفسانی تقسیم کنند؛ این‌جا مجاهدت و سختی است؛ اوّل کسی که داوطلب می‌شود علی‌بن‌الحسین، علی‌اکبر است. این، معرفتِ این جوان را می‌نمایاند و امام حسین هم عظمت روحی‌اش را در مقابل این کار نشان می‌دهد و به مجرّد این‌که او درخواست می‌کند، امام حسین علیه‌السّلام هم اجازه می‌دهد که به میدان برود.
اینها برای ما درس است؛ همان درسهای ماندگار تاریخ، همان چیزهایی که امروز و فردا، بشریت به آنها نیازمند است ".(بیانات معظم له در فروردین1381)

گذرواژه الگوی عاشورایی پیش‌رفت: این‌جا

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۲۷
سید علی اصغر علوی
سه شنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۰۲ ب.ظ

مجلس حضرت عباس کارگاه تربیت سربازان امام عصر

آشنایی با عالی‌ترین دوره آموزشی و سرمشق تربیت ولایی

مجلس حضرت عباس کلاس تمرین و مشق یاوران امام مهدی از این سرمشق ولایت‌مداری کربلاست. اگر معروف است که امام عصر در مجلس عمویش قمر بنی هاشم سرآسیمه حاضر می‌شود بی‌مناسبت نیست، شاید بتوان این وجه را در این جریان دخیل دانست: مجلس حضرت عباس کارگاه تمرین سربازی امام عصر است. کشف، ایجاد و تثبیت شاخص‌های یک مطیع تمام عیار با الهام از مجلس ابالفضل العباس شدنی است.

چگونگی پیروی کردن از رهبر را -با تمام شئوناتش- در فراز و نشیب روضه‌های حضرت عباس باید دید. برجسته‌ترین الگوی اطاعت و ولایت‌پذیری در این شخصیت اجازه بروز و ظهور یافته است، و اصلا شاید یکی از اسرار جدایی و ممتازی این مضجع شریف همین باشد: تا او را جداگانه و در سرفصلی مجزا –در گوشه دیگر بین الحرمین- به بهانه زیارتش مفصل‌تر مطالعه و بررسی کنند.

کوتاه سخن، روضه‌های حضرت عباس محل تربیت سربازان ولایت‌مدار امام زمان است در گذر روضه‌های درس‌آموز ولایت‌مدار بزرگ کربلا، هرچند در الگوی رهبر و پیروان هیچ کس را توان عباس شدن نیست اگر حسین دیگری را اجازه آمدن باشد: "آید به جهان اگر حسین دگری/ حاشا که برادری چو عباس آید"؛ و این راز آن علقه‌ای است که امام عصر به شخصیت کادرساز آخرالزمانی عمویش و مجالس تشکیلاتی او دارد.

 قله عباس درک ناشدنی است، به امید در دامنه فضایلش قرار گرفتن...

کربلای معلی- روز میلاد قمربنی‌هاشم

چند قدمی ضریح مطهر و منورش

حضرت عباس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۲
سید علی اصغر علوی
سه شنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۱۹ ق.ظ

تقریر تشکیلاتی روایت "اذا مات العالم"

وَ إِذَا مَاتَ‏ الْعَالِمُ ثُلِمَ‏ فِی الْإَسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْ‏ءٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة (مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، النص، ص: 134)

به پاس مناسبت‌های شعبان و خرداد...

*

هر عالمی خاکریزی را در جبهه دین فتح کرده و پایگاهی را گرفته که مختص خود اوست. به بیان بهتر هر دانشمند در منظومه دانش جایگاهی ویژه دارد که "فقط" مناسب شایستگی و برازندگی علمی اوست و دیگری را توان توفیق در آن خاکریز نیست. جایگاه و خاکریزی که با رفتن او جایش خالی خواهد ماند.

*

پیش فرض ضمنی روایت این است که هر دانشمند در نقشه جامع علمی در محدوده‌ای خاص حضور دارد و این خود، لازمه این است که او با عنایت به ظرفیتش، جایگاه ضروری حضورش و موقعیت خاکریزی که لایق توان اوست را بشناسد که در خود، حامل درسی بزرگ و پیامی دقیق است.

*

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۱۹
سید علی اصغر علوی