مدیر در مدار کربلا

ساحتی برای گفتمان سازی مدیریت عاشورایی

مدیر در مدار کربلا

ساحتی برای گفتمان سازی مدیریت عاشورایی

مشخصات بلاگ
مدیر در مدار کربلا

سید علی اصغر علوی
طلبه و دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و مدیریت گرایش بازرگانی
تهران- دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
پژوهشگر حوزه عاشورا با تکیه بر مسائل مدیریت از سال1385 تاکنون
عنوان پایان‌نامه مقطع کارشناسی ارشد: طراحی الگوی رهبری با الهام از گفتگوهای امام حسین علیه‌السلام در مسیر کربلا

آثار منتشر شده:
مجموعه کتاب‌های زیر خیمه حسین (کتاب‌های کاربردی عاشورا از شهدا تا سیدالشهدا) در 11جلد
جلد اول: سه دقیقه در مقتل گم‌نامی
جلد دوم: ...تا خدمت حسین علیه‌السلام
جلد سوم: ولعن‌الله شمرا
جلد چهارم: رفاقت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد پنجم: رقابت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد ششم: وفا به رنگ کربلا
جلد هفتم: 18 ثانیه با کوثر
جلد هشتم: امام رضا علیه‌السلام، شهید راه علم
جلد نهم: دعوا سر اولویت است
جلد دهم: راه عباس شدن
جلد یازدهم: راز دیدار علم
باغ سیب (سبک زندگی عاشورایی در 6 جلد|موردکاوی اصحاب)
عرشه خدا (سفرکربلا، پیاده‌روی اربعین، اردوهای جهادی)
ضریح قدیمی
آبروی علم( بیانات امام حسین در جمع اندیشمندان به همراه بیان بایسته‌های علمی
خادم ارباب کیست؟(بایسته‌های خادمین هیات، هیات در تراز انقلاب|کلاس حضرت جون)
روضه‌های ناشناخته کربلا (نخستین مقتل مدیریتی)
تا دانشگاه هویزه(آن‌چه مسئولان و برگزارکنندگان اردوها باید بدانند)


آثار در دست چاپ:
الی الحبیب (سرمشق‌هایی برای حبیب شدن)
توجیه المسائل کربلا (توجیه‌ها و بهانه‌هایی برای با حسین نبودن!)
امضای کوچک (از مجموعه کتاب‌های روضه‌های بین المللی-1) کتابی برای حضرت علی اصغر، نکته‌ها، درس‌ها و آموزه‌های امروزیش
راز دیدار علم(دریچه‌ای به حدیث عنوان بصری|ویرایش دوم)

alavi_saa313@yahoo.com

 افقی برای تماشای پاسخ پرسش: کدام حسین؟

برای پاسخ به سوال "نقش امام حسین علیه‌السلام در نقشه تولید علم" باید قبل از همه "نقش امام حسین در منظومه دین" فهم شود، چرا که به نظر می‌رسد در خواستگاه اصلی خود (یعنی دین) نیز جایگاه عاشورا به درستی فهم نشده است، بدیهی است تا عاشورا در متن اصیل خود یعنی دین شناسایی و جایابی نشود در عرصه‌های دیگر و حتا ساحات میان رشته‌ای نیز فهم درستی از نقش و جایگاه عاشورا به دست نخواهد آمد.

در یک نگاه اولیه، بسیاری برای عاشورا در منظومه دین جایگاه زیر را قایلند:

عاشورا در دین

اما اهداف، آثار و برکات عاشورا و نیز مویدات بسیار آن در کلام معصومین نشان از حقیقت دیگری می‌دهد. حقیقتی که شاید روان‌ترین ترجمان معاصرش این دو کلام امام و رهبری است:

محرّم و صفر است که اسلام را نگه داشته است. فداکارى سید الشهدا- سلام اللَّه علیه- است که اسلام را براى ما زنده نگه داشته است (صحیفه امام، ج‏15، ص: 330)

آن که در مقابل خدا سجده نمی‌کند در مقابل عظمت حسین‌بن‌علی سر فرود می‌آورد! (مقام معظم رهبری، 26/10/1372)

با این مختصات (فارغ از همه شعارها و ادعاها) عاشورا غیر از آن جایگاهی است که در مقابل معرفت غیر عقلی(یعنی نقلی) و در مقابل معرفت غیر قرآنی (یعنی عترت) و در مقابل رویکرد غیر11 امام ، عاشورا قرار داشته باشد. بلکه محقق بر این باور است اگر در سیره اهل بیت قایل به یک انسان250 ساله‌ایم، این انسان250ساله هم در مدار کربلاست. با این نگاه باید جایگاه دیگری از "عاشورا در منظومه دین" فهمید که محصول این شناخت را در "نقش امام حسین در نقشه تولید علم" را نیز بهتر می‌توان دید.

مطلب مرتبط:

تذکر و تفکر: نقش امام حسین علیه‌السلام در نقشه تولید علم (1)

  • سید علی اصغر علوی

نسبت اخلاص، جهاد، عاشورا

بسیاری از مفاهیم علوم انسانی با یکدیگر  ارتباط وثیقی دارند، به این معنا که توجه و شناخت یکی به درک مفهوم دیگر یاری می‌رساند.با عنایت به شعار سال93 (که یکی از چهار عنصر آن مفهوم "مدیریت جهادی" است) ارتباط معنادار عمیقی بین سه مفهوم حرکت جهادی، اخلاص و جریان عاشورا احساس می‌شود.

اما از بین این سه مفهوم، "عاشورا" به خاطر مختصات ویژه‌ای که دارد (مثل گره‌خوردگی با باورهای عمومی و همراهی توامان منطق، عاطفه و حماسه و...) از سویی عینی‌ترین و ملموس‌ترین و از سویی دیگر دقیق‌ترین و عمیق‌ترین مفهومی است که با این وسعت و ظرفیت، امکان تبیین مفاهیم دیگر را نیز تسهیل و تسریع می‌نماید؛ و اساسا این ویژگی ممتاز عاشوراست که مخاطب را با سرعت از لایه‌های اولین سطوح(رویین) به دل عمیق‌ترین مفاهیم می‌رساند، بی آن‌که از گرمای لحن هیچ کدام کاسته شود، و تحقق این مهم با وجود عناصر ملموس عاشورا و در گذر مخاطب از الگوی "ملموس به معقول" اتفاق می افتد. پس برای ورود در عرصه مدیریت جهادی باید مدیریت عاشورایی را شناخت آن هم با تاکید بر شناسایی شخصیت‌های آفریننده عاشورا.

به عبارت دیگر مطالعه شخصیت‌های عاشورایی و بررسی جریان هدایت و رهبری آن و دقت در شیوه مدیریت عاشورایی، زمینه ساز تثبیت و تبیین مفهوم مدیریت جهادی است چرا که کربلا و مدیریت عاشورایی تجلی‌گاه بارز مدیریت جهادی است. کوتاه سخن آن‌که برای فهم عالی و دقیق حرکت جهادی بهترین الگو عاشوراست و به همین نسبت مدیران جهادی باید مدیریت عاشورایی را در دستور کار خود قرار دهند.

در ادامه نسبتی از این ارتباط خواهد آمد:

  • سید علی اصغر علوی

شاید مهم‌ترین خصلت عاشورا قیام‌آفرینی باشد {أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ (سبأ/46) و اَلَیسَ کُلّ ذَلِکَ اِنّمَا نِلتُمُوهُ بِمَا یُرجی عِندَکُم مِنَ القِیَامِ بِحَقِّ الله(خطبه منای امام حسین)} و بالتبع مهم‌ترین خصلت آثار عاشورایی هم انقلاب‌آفرینی؛ انقلاب در جان‌ها و اندیشه‌ها.

و از آن جمله آثار است: "وب عاشورایی"؛ وبی که باید جلوه‌گاه همین اتفاق بزرگ باشد تا ذهن‌ها و اندیشه‌ها را به قیام و ایستادن و برافراشتگی دعوت کند...

تذکری برای آغاز یک تفکر:

نقش امام حسین علیه‌السلام در نقشه تولید علم چیست؟

راهنمایی:

شاید بهتر باشد برای پاسخ دقیق‌تر به این پرسش، "نقش امام حسین در منظومه دین" و "جایگاه امام حسین در بردار تاریخ" دیده و فهم شود و برای پاسخ به این دو سوال هم از پاسخ به سوال "کدام حسین؟" ناگزیریم...

حسین علیه‌السلام هر جا وارد شود حسینیه می‌شود

چه کربلا...

چه دیر راهب...

چه راهیان نور...

و چه دانشکده‌ها: "در آرزوی حسینیه علوم انسانی"

  • سید علی اصغر علوی

پاس‌داشت سرمشق مادران شهید کربلاآفرین: حضرت ام‌البنین

هرچند در کربلا نبود اما نقش‌آفرینیش را به دنیا نشان داد  چه در کربلا و چه در امتداد عاشورا

تا الگویی باشد برای همه مادرانی که با افتخار و احترام، "مادری" را شغل اصلی و محوری و نیز اساسی‌ترین نقش موثر می‌دانند.

به احترام مادرانی که حتا در نبودشان در کربلا، جایگاهی کربلاآفرین دارند و تربیت عاشورایی وام‌دار نقش اجتماعی آن‌هاست و به ویژه تقدیم به نگاه مادری که بی او کربلا چهار دلاور فداکار و رزمنده مانند علمدار رشید کربلا –عباس- و سه پشتیبان حسین نداشت...

به مادر پسران که مولایش علی او را برای مادری پسران عاشورایی انتخاب کرده بود. الگویی برای تماشای نقش مادری،

مادری که فرزندش غبطه خور همه عالم شد...

(دریافت فایل حدیث عشق |مادران شهیدپرور|حجت‌الاسلام مهدوی نژاد)


  • سید علی اصغر علوی

تنظیم آستانه حساسیت و اقدام با الگوی عاشورا

هرچند کربلا و عاشورا محدود در یک روز عاشورا نیست و همه امتداد قبل و بعد آن، از مدینه تا مدینه و حتی کرانه‌هایی وسیع‌تر و عمیق‌تر قبل و بعد آن را در بر می‌گیرد، اما این حادثه هرقدر به اوج آتشین خود نزدیک‌تر می‌شود پرفروغ‌تر و تاب‌ناک‌تر شده و رفیع‌تر می‌نماید (البته این‌جا افعل التفضیل فی الحقیقه جاری نیست هرچند برحسب ظاهر جاری می‌شود. می‌توان به شیوه دعای سحر گفت: انی انظر فی آثارک بارفعها و کل آثارک رفیعه)

فلذا هرکدام از این رویدادها می‌تواند تابلویی برای الگوگیری و الهام‌بخشی باشد مخصوصا شب و روز عاشورا که بستر اتفاقات بزرگی در عالم شدند، و چقدر یک الگوی محبوب و دوست‌داشتنی بدون حضور قانون و دستور و فرمول و مقاله و نظریه و مانند آن، حرکت‌آفرین است...

با این اشاره، یکی از وقایع شب عاشورا برای تحقق این مهم، با منظر عزم ملی و مدیریت جهادی که در دو شخصیت حضرت عباس و حبیب به خاطر جایگاه سازمانی‌شان برجسته‌تر و پررنگ‌تر بوده ارائه می‌شود.

{گاه در دل تماشای یک تابلوی شکوهمند، شوق، عزم، حماسه، امید، اراده، همت وسایر صفات انگیزاننده موج می‌زند و همین دیدار، شخص را به سمت آن صفات سوق خواهد داد}:

"چون امام(ع) در کربلا فرود آمد، نزدیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین اصحاب که بیش از همه با امام(ع)، مخصوصا در مواقع خطر، همراه بود هلال بن نافع بود {البته ظاهرا نام او باید نافع بن هلال باشد که در این نقل به تعبیر اهل حدیث"تصحیف" شده است:مدیردرمدارکربلا}، زیرا او مردى دوراندیش و بینا در سیاست بود. امام(ع) شب عاشورا [ نابهنگام ] از خیمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بیرون آمده و دور شد. هلال [ نگران شده ] شمشیر خود را برداشت و با شتاب رفت تا خود را به امام(ع) رساند. دید او [ در مراقبت از خیمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ] اعماق دشت و بلندیها و جاهاى مشکوکى را که مشرف بر خیمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاست، وارسى مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. امام(ع) به پشت سر خود متوجه شد [ در تاریکى ] و او را دید. پرسید: کیستى؟ هلال؟! عرض کرد: آرى، فداى تو! از اینکه در شب به سمت لشکرگاه این ستمگر بیرون آمدى، نگران شدم. فرمود: ای هلال! آمدم تا این پستى و بلندیها را وارسى کنم. نکند فردا، که آنان و ما درگیر مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شویم، کمین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گاهى براى هجوم آنان به خِیام ما باشد. سپس برگشت و در حالى که [ بازوى ] چپ او را گرفته بود، مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرمود: همان  است! همان است! به خدا سوگند وعده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى است که تخلف بردار نیست! سپس فرمود: هلال! چرا هم اینک از میان این دو کوه نمى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روى که خود را برهانى؟! هلال روى قدمهاى امام(ع) افتاد و عرض کرد:

  • سید علی اصغر علوی

توصیه اساتید بزرگوار در حین نگارش پایان‌نامه این بود که ارزش انسان به مساله‌های زندگی اوست و فرصت نگارش تحقیق، عرصه‌ای برای ایجاد سوال و پرداختن به آن مسائل است؛ چرا که هر سوال در حقیقت یک نعمت خدا است و خدا در فردای قیامت از این نعمت‌ها سوال خواهد کرد. از فراز و نشیب و خاطرات رنگارنگ ایام قبل از تصویب و تطورات موضوعی و تغییرات جالب و تجربه‌آموز آن که بگذریم؛ هر لحظه و هر تنفس در این حریم برای محقق مجال رشد بود و این محقق بود که با این تحقیق و به بهانه نگارش این رساله ساخته می‌شد و تکمیل تحقیق نمای تکمیل نگارنده بود و به عبارتی رساتر محقق در فرایند تحقیق معمار وجود خویشتن است و در امتدادش تحقیق نیز ساخته و پرداخته می‌شود (فتامل) و باز بنا بر توصیه اساتید قرار شد پایان‌نامه، پایانِ نامه نباشد! بلکه آغازنامه باشد!

با همه این تفاصیل و در راستای منظومه انسان 250ساله سرفصلی برای اندیشه‌های تشنه تحقیق تقدیم می‌گردد:

شیوه مذاکره: مذاکره با اذن ولی الله، مذاکره‌ی با طاغوت و دشمن باید با اذن و رضایت امام حق و ولی امر باشد.

حتی اگر جامعه اسلامی به این رسید که مذاکره با طاغوت لازم و مصلحت است، حتما باید تحت اذن و رضایت ولی باشد. لذا حضرت زهرا(س) آمدند محضر امیرالمؤمنین(ع) مسئله را طرح کردند که قصه این است من به نظرم می‌رسد باید این کار را انجام بدهیم و امیرالمؤمنین(ع) به حضرت زهرا(س) اذن دادند؛ چون حق، حق حضرت زهرا بود. خودشان باید  به صحنه می‌رفتند تا این امر محقق می‌شد. اذن دادند و از درگیر شدن فاطمه(س) با حکومت ممانعت نکردند اذن را که حضرت گرفتند اول و آغاز مذاکره بود با اذن ولی.

نکته این است بعضی می‌گویند مذاکره با دشمن که توی کربلا هم اتفاق افتاده؛ امام حسین(ع) با عمربن سعد مذاکره کردند نشستند صحبت کردند. ما از این چیزها در تاریخ اسلام زیاد داشته‌ایم، چه تعصبی است که شما می‌گویید مذاکره با آمریکا بعد هم با اسرائیل اصلا، می‌رویم مذاکره می‌کنیم حرف می‌زنیم. ما هم می‌گوییم بله ما هم مذاکره می‌کنیم ما هم قبول داریم اما مذاکره در کربلا با عمرسعد توسط امام حسین (ع) یعنی ولیّ زمان و به تشخیص ولی زمان انجام شد. هروقت ولیّ زمان تشخیص داد حرفی نیست مذاکره می‌کنیم. نه این که ولیّ زمان می‌گوید: من خوش بین نیستم. می‌گوید: هر وقت وقتش بود من خودم می‌گویم، اما تو اینقدر به طبل مذاکره بکوبی، بکوبی، بکوبی تا زمینه را فراهم کنی بروی مذاکره!!  نکته اول، مذاکره با اذن ولی است. حضرت زهرا(س) کاری که به نفع  امیرالمؤمنین(ع) و عالم اسلام بود بی اجازه امیرالمؤمنین انجام نداد. حضرت صدیقه(س) با اذن امیرالمؤمنین(ع) و با علم به کارساز بودن این مذاکره اقدام کرد. این یک مسئله در مورد مذاکره، این نکات ازمتن تاریخ استخراج می‌شود.

رویکرد مذاکره و ادبیات آن: رویکرد مطالبه‌گری، ادبیات مقاومت

مسئله دوم رویکرد حضرت در این مذاکره بود که تاریخ ثبت کرده است. این مطلب از اختصاص شیخ مفید و بحارالانوار نقل می‌شود. (شیخ مفید آدم محققی بوده) رویکرد حضرت در این گفتگوها چه بود؟ رویکرد مطالبه‌گری. مذاکره با چه ادبیاتی؟ از حضرت زهرا(س) یاد بگیریم نقل است: حضرت رفتند با خلیفه این‌طور صحبت کردند: ای ابابکر! ادعا می‌کنی که خلیفه‌ی پدر من هستی و درجای او نشسته‌ای؟ و می‌فرستی ولیّ مرا از فدک بیرون می‌کنی؟ و حال آنکه می‌دانی رسول خدا(ص) آن را به من بخشید و صدقه بر من قرار داد و من بر آن شاهد دارم. ادبیات را ببینید؟! ادبیات مطالبه‌گری.

در مذاکره با طاغوت، ادبیات مذاکره با دشمن ادبیات مقاومت است، ادبیات مطالبه‌گری است. من نمی‌دانم این حرف‌هایی که  بعضی می‌زنند می‌گویند: ما رویکردمان رویکرد «بُرد بُرد» است. در مذاکره یک چیزی آنها ببرند یک چیزی هم ما می‌بریم، حقمان را می گیریم. اجازه بدهید من در مورد این تحلیل کنم ببینیم که چقدر با وضع الهی تطابق دارد؟ وقتی کسی آمده حق تو را غصب کرده، اموال تو را بلوکه کرده، تو را تحریم کرده، دشمنت هم هست سیستم «برد برد» یعنی چه؟!! در مذاکره با او یعنی تو ببری او هم ببرد او چه چیز را ببرد؟ این یعنی باج بدهی که حقت را بگیری. یکی آمده اموالت را غصب کرده آنوقت بروی بشینی با او مذاکره کنی! بگویی خانه‌ات را بفروش بچه‌هایت هم دیگر مدرسه نروند، من اموالت را به تو پس می‌دهم. ای بابا تو مال من را غصب کرده‌ای تو نمی‌توانی شرط بگذاری!!

مذاکره با ادبیات مقاومت یعنی مذاکره با ادبیات حضرت زهرا(س) (برداشتی از حجت‌الاسلام مهدوی نژاد| اثرشناسی گفتمان صدق در قیام فاطمی)

مطلب نسبتا مرتبط: در حوالی "طراحی الگوی رهبری با الهام از نامه‎های امام حسین در مسیر کربلا"| ایده‌ای برای پژوهش: بررسی نامه‌های امام حسین از مکه تا کربلا

  • سید علی اصغر علوی

شعارهای سال با دقتی هوشمندانه و حساب‌شده انتخاب می‌شوند و تک تک مفاهیم و عناصر آن حکیمانه وضع شده‌اند...

تاملی در شعار سال93 و واژه‌های سازنده آن نیز دو محور کلی را نشان می‌دهد: هدف و ابزار.

"اقتصاد و فرهنگ" به عنوان نیمه اول شعار که دو هدف اصلی انقلاب در برهه کنونی است و "عزم ملی و مدیریت جهادی" به عنوان نیمه دوم شعار که ابزار و راه تحقق اقتصاد و فرهنگ است.

اقتصاد و فرهنگ توجه زیادی را به خود معطوف داشته است اما تذکر مهم، توجه به دو ابزار تحقق است که در نیمه دوم شعار قرار دارد: عزم ملی و مدیریت جهادی

از آن‌جا که گستره وسیع این دو محور نخست یعنی اقتصاد و فرهنگ، حجم بیشتر مباحث صاحب‌نظران را به خود اختصاص داده و خواهد داد لازم است نیمه دوم یعنی ابزارهای وصول به این دو غایت نیز در مجالی تبیین شود.

در این تذکار به مبحث عزم به عنوان فتح بابی برای اندیشه‌های نورانی اهالی علم تنها اشاره ای می‌شود.

باور داریم پاسخ همه مسائلمان در کربلاست چرا که اگر قرآن بهترین قانون است کربلا بهترین اجرای آن قانون است.

به امید تکمیل و تقویت هرچه بیشتر...

بررسی شاخص "عزم" در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با رهیافت عاشورایی: مطالعه موردی حضرت ابالفضل‌العباس

بررسی شاخص "عزم" در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با رهیافت عاشورایی: مطالعه موردی حضرت مسلم‌بن‌عوسجه اسدی

  • سید علی اصغر علوی

از سفره هفت سین روزگار تا سفره هفت سین کردگار

وقتی سفره هفت سین اهل بیت همه را مجذوب جاذبه مغناطیس خود می‌کند...

امام حسین به بهانه سر بریده‌اش ما را گرد خود جمع می‌کند آن هم نه برای سر بریده‌اش، بلکه برای خدا!

به هرکس نقشی میدهد در تشکیلاتش: مرثیه‌خوان، چای ریز، انتظامات، صوت و تصویر، مستمع و ...

او "امام" ماست!

ما چرا بی‌هنریم؟!


  • سید علی اصغر علوی

به همت اهالی خیمه‌نشین حضرت ارباب، وب "خادم ارباب" با رویکردی گفتمان‌سازانه به ادبیات عاشورا با نگاه مسئله‌محور و کاربردی، راه‌اندازی شد. این وبلاگ به معرفی مجموعه کتاب های عاشورایی زیر خیمه حسین خواهد پرداخت.

سپاس از همه عاشوراپژوهانی که دردهایشان سراغ از درمان دارالشفایی کربلا می‌گیرد:

http://khademearbab.blogfa.com/

 

  • سید علی اصغر علوی

یک ایده، یک پیشنهاد: مدرسه راهیان نور (پدیده‌ای در آستانه تحقق)

"به نظر من مناطق جنگی شأنیت آن را دارند که به صورت چشمه‌های جوشان علمی در بیایند.

لذا یکی از پیشنهادات بنده این است که در دو، سه نقطه از مناطق جنگی حوزه‌های علمیه و دانشگاه بنا کنیم، تا طلبه‌ها و دانشجویان بیایند در این مناطق، کنار مقتل شهیدان، با استمداد از شهدا شبانه روز درس بخوانند و تعلیم بگیرند.

انسان اگر با شهدا محشور باشند نتیجه می‌گیرد. پیشرفت می‌کند." (رصد دل‌تنگی‌ها، استاد صمدی آملی، به کوشش سید حسین موسوی، صفحه 110)

شهدا این‌گونه‌اند!

سیدالشهدا چه محشری خواهد بود...

آری! دانشگاه هویزه مقدمه فهم دانشگاه کربلاست.

نفس کشیدن در راهیان نور و استمداد از برکت آن سرزمین، زمینه‌ساز علم و معرفت است.

پیاده‌روی در شعاع نگاه حضرت ارباب (آن هم از نجف به کربلا) اگر با چاشنی مباحثات علمی عجین شود چه کیمیایی خواهد شد!

"چشمه‌های جوشان علم" تو را می‌خواند!

(سپاس از علی آقای سلیمانی از ثبت خاطره شیرین پیاده روی کربلای اربعین در محضر استادنا حضرت سوزنچی عزیز)

راه کربلا و مباحثه علمی

  • سید علی اصغر علوی