مدیر در مدار کربلا

ساحتی برای گفتمان سازی مدیریت عاشورایی

مدیر در مدار کربلا

ساحتی برای گفتمان سازی مدیریت عاشورایی

سید علی اصغر علوی
طلبه و دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و مدیریت گرایش بازرگانی
تهران- دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
پژوهشگر حوزه عاشورا با تکیه بر مسائل مدیریت از سال1385 تاکنون
عنوان پایان‌نامه مقطع کارشناسی ارشد: طراحی الگوی رهبری با الهام از گفتگوهای امام حسین علیه‌السلام در مسیر کربلا

آثار منتشر شده:
مجموعه کتاب‌های زیر خیمه حسین (کتاب‌های کاربردی عاشورا از شهدا تا سیدالشهدا) در 11جلد
جلد اول: سه دقیقه در مقتل گم‌نامی
جلد دوم: ...تا خدمت حسین علیه‌السلام
جلد سوم: ولعن‌الله شمرا
جلد چهارم: رفاقت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد پنجم: رقابت به سبک حبیب علیه‌السلام
جلد ششم: وفا به رنگ کربلا
جلد هفتم: 18 ثانیه با کوثر
جلد هشتم: امام رضا علیه‌السلام، شهید راه علم
جلد نهم: دعوا سر اولویت است
جلد دهم: راه عباس شدن
جلد یازدهم: راز دیدار علم
باغ سیب (سبک زندگی عاشورایی در 6 جلد|موردکاوی اصحاب)
عرشه خدا (سفرکربلا، پیاده‌روی اربعین، اردوهای جهادی)
ضریح قدیمی
آبروی علم( بیانات امام حسین در جمع اندیشمندان به همراه بیان بایسته‌های علمی)
خادم ارباب کیست؟(بایسته‌های خادمین هیات، هیات در تراز انقلاب|کلاس حضرت جون)
روضه‌های ناشناخته کربلا (نخستین مقتل مدیریتی)
تا دانشگاه هویزه(آن‌چه مسئولان و برگزارکنندگان اردوها باید بدانند)
توجیه المسائل کربلا (توجیه‌ها و بهانه‌هایی برای با حسین نبودن!)
راز دیدار علم(دریچه‌ای به حدیث عنوان بصری|ویرایش دوم)
جای خالی عباس (مروری بر رفتارهای تشکیلاتی حضرت عباس سلام‌الله‌علیه)
الی الحبیب (سرمشق‌هایی برای حبیب شدن)
مبانی مدیریت عاشورایی (روش‌شناسی و رویکردها) الی الحبیب (سرمشق‌هایی برای حبیب شدن)
چای روضه‌دم (درسهایی که از چای روضه اباعبدالله میتوان گرفت)
گنبد مستجاب (تربیت زیر نگاه امام)
تنها علاج، (با امام حسین به همه جا میتوان رسید)
توضیح الرسائل کربلا، (چطور از دل 18 هزار نامه عاشق، 30 هزار قاتل ایجاد شد؟)

آثار در دست چاپ:
شمریت و حریت
مسلم «ولی امر» است
فتأمل، ملاحظاتی برای خوانش فقه و اصول
مبانی نظام‌مند رزم
امضای کوچک (از مجموعه کتاب‌های روضه‌های بین المللی-1) کتابی برای حضرت علی اصغر، نکته‌ها، درس‌ها و آموزه‌های امروزیش

alavi_saa313@yahoo.com

نکته‌ای کوتاه با مربیان، مجموعه‌های تربیت‌محور و عموم اهالی فرهنگ

شاید تکرار نام دل‌ربای امام حسین برای بعضی از امام حسینی‌ها و هیاتی‌ها، کم‌کم احساس صرفا شعاری بودن را تداعی کند، برای همین لازم است گاهی ضرورت‌های این امر مهم که اتفاقا مورد تأکید حضرات معصومین بوده است از باب تذکر اشاره شود؛ چرا همه کارها باید با امام حسین جلو برود و اصولا هرکاری تا با این حقیقت گره میخورد، سرعت و قدرتی شگفت مییابد و توفیقات و فتوحات شتاب میگیرد و نیز از طرفی بی‌عاشورا آنچنان که باید، توفیقی نیست؟ چنان که انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و حتی ماجرای فتنه 88 نیز از این قاعده مستثنا نبود. چرا منبرها تا به کربلا و روضه هایش نرسند عاقبت به خیر نمیشوند؟!

پاسخ را در یک جمله میتوان خلاصه کرد: «با امام حسین راحت میشود حرفها را زد.» با او «گفتن»ها ساده و روان و راحت میشود و «شنیدن»ها نیز. همه از حسین بهتر قبول میکنند!

به تجربه ثابت شده است:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۱۱
سید علی اصغر علوی
چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۱۰ ق.ظ

در مدار کربلا

در تاریخ هست که این نام، مُرده زنده کرده است...

حال آیا واقعا این نام نمی‌تواند عرصه‌هایی مانند رشته‌های علوم را زنده کند یا ما نخواستیم؟!

کربلا، خاکش هم با انسان حرف می‌زند!

آری! ما در پی آن نبودیم تا با کربلا بحران‌های جهانی را حل کنیم.

مشکل از ما بود که «در مدار کربلا» نبودیم...

مدیر در مدار کربلا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۱۰
سید علی اصغر علوی
يكشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۳۳ ق.ظ

«تنها علاج»؛ با امام حسین به همه‌جا می‌توان رسید

مرکزیت، عاشوراست و از آنجا باید به عرصه‌های دیگر نظری و نیز عزیمتی داشت.

تنها با امام حسین میتوان فتح الفتوح عالم را به دست گرفت آنچنان که حتی امام عصر هم به این ابزار نیرومندِ عاشورا برای ظهورش محتاج است.

راهی جز حضرت حسین نیست و چه خوب که راهی جز او نیست!

...سخن آغازین این بود: «با امام حسین به همه جا میتوان رسید» ولی تأملات بعدی در سخنان بزرگان، جلوه تازه ای برای تحقیق و محقق نشان داد  که از توانستن به بایستن سوقمان میداد و از وادی «شاید» به وادی «باید» هجرتمان، که: «با امام حسین باید به همه جا رسید!»؛ از این حقیقت «چاره»‌ای نیست! هرزمان بشریت به بی«چاره»گی رسید، مضطر حقیقی شده است و دعای مضطر هم مستجاب است: «أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیکْشِفُ السُّوءَ» (النمل/62) آن روز خورشید ظهور در آستانه خانه جانمان خواهد تابید.

 تنها علاج با امام حسین به همه جا میتوان

فهرستی از مباحث:

با امام حسین به «درک بهتر قرآن» می‌توان رسید

با امام حسین به « فهم انسانِ 250 ساله» می‌توان رسید

با امام حسین به «وادی سلوک» می‌توان رسید

با امام حسین به «حریم تربیت» می‌توان رسید

با امام حسین به «قله رفیع تمدن» می‌توان رسید

با امام حسین به «محضر علم» می‌توان رسید

با امام حسین به «عرصه اقتصاد مقاومتی» می‌توان رسید

با امام حسین به «سرزمین اندیشه‌ورزی و تفکر خلاق» می‌توان رسید

***

و البته تنها و تنها با امام حسین به این سرفصلها میتوان رسید...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۳۳
سید علی اصغر علوی
چهارشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۵۸ ب.ظ

امام حسینی برای تمام فصول

در آستانه 27 رجب؛ آغاز حرکت کاروان حسینی از مدینه...

نه محرم، نه صفر، بلکه همه دوره سال...

برای ظهور به امام حسینی – و تقریری امام حسینی- برای تمام فصول محتاجیم، نه منحصر در محرم و صفر؛

هرچند محرم و صفرش نیز یک‌تنه به تنهایی اسلام را زنده نگه داشته است و ده ماه دیگر نیز از سرریز این دو ماه، سرشار و سرمستند.

... بعضی امام حسین را تنها در این دو ماه خلاصه کرده اند و از برکات این وجود نازنین در ده ماه دیگر سال، بهره کافی را نمیبرند.

باید با امام حسین، برای بحرانهای جهانی  فکری کرد و این تداوم، اقدام و عملی عاشورایی میطلبد.

مسائلی مانند علم، تربیت، تمدن، نظام‌سازی، تشکیلات، الگوی پیشرفت، سبک زندگی و... مسائل «دوازده» ماه ماست نه مسائل صرفا «دو»ماه سال، بنابراین لازم است در طول سال هم به پاسخهای در طراز عاشورای این مسائل اندیشیده شود؛ چرا که با امام حسین به همه جا میتوان رسید...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۵۸
سید علی اصغر علوی
سه شنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۱۴ ب.ظ

«از حکمت نظری تا حکمت عملی» در توضیح الرسائل کربلا


توضیح الرسائل کربلا

حقیقت این است که با دقت لازم و کافی در زندگی انسان‌ها این مسئله اثبات می‌شود که خسارات زیادی که ما در زندگی متحمل می‌شویم، خیلی مربوط به جهل ما نیست مخصوصاً در جوامعی که از تمدن، فرهنگ و علم بهره‌ای برده‌اند.[1] گاهی انسان عالم است اما بی‏عمل. اوساط از انسان‌ها نیز بین نظر و عملشان یک جدار رقیقی است، لذا خیلی از چیزها را می‏فهمند اما به آن‌ها عمل نمی‏کنند. اگر در زندگی خودمان هم بگردیم مصداق‌های زیادی برایش پیدا می‌کنیم، مثل این‌که به امام حسین علیه­ السلام محبت داریم ولی رفتارمان رنگ‌وبویی از او ندارد.

فرزدق‏ در ملاقاتى با امام حسین (علیه ­السلام) در سال 60 هجرى هنگام موسم حجّ، از امام، علّت خروج‏شان را از مکّه، قبل از اتمام حجّ می‏پرسد. حضرت میفرمایند: اگر عجله نکنم، مرا دستگیر خواهند کرد.

فرزدق می‏گوید: سپس از من [درباره‏ وضعیّت کوفه‏] پرسید و فرمود:

از مردمى که پشت سر تو هستند، به من خبر بده!

عرض کردم: از شخص آگاهى پرسیدى. دل‏هاى مردم با تو است و شمشیرهای‌شان علیه تو.

«قُلُوبُ النّاسِ مَعَکَ وَ أَسیافُهُمْ عَلَیْکَ»[2]

ترجمان جمله فرزدق (مصادیق):

جمله فرزدق واقعاً قابل‌تأمل است. برای روشن‌تر شدن موضوع دو مصداق از کربلا را مطرح می‌کنیم:

1-      حربن‌یزید ریاحی

2-      عبیدالله‌بن‌حر جعفی

...

مطالب مرتبط از همین اثر:

راز جدایی علم و عمل: موردکاوی مردم کوفه سال 60 هجری

توضیح الرسائل کربلا: اثری در تبیین راز «عدم اقدام و عمل» در کوفه سال 61

نماها (اپیزودها)ی نخستین و انتهایی اثر «توضیح الرسائل کربلا»

«روضه» قشنگ‌ترین و کامل‌ترین و اقدام‌سازترین بخش سخنرانی است

«چه کنیم اهل عزم شویم؟» اشاره‌ها و گزیده‌هایی از اثر «توضیح الرسائل کربلا»



[1] امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، ص 563

1. بحارالانوار، ج 44، ص 365

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۱۴
سید علی اصغر علوی
شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۴۵ ب.ظ

معلم آسمان و زمین

به بهانه روز معلم

برای او که نه فقط معلم ملکیان زمینی، بلکه آموزگار اهالی آسمانی ملکوت هم بوده و هست!

استادی که هنوز هم به شاگردی می‌پذیرد: "اشهد ان هذا سابق لکم فیما مضی و جار لکم فیما بقی" (بخشی از جامعه کبیره) هنوز قصه همان است...

...شاید ما را هم شاگرد کوچک خود حساب کند!

"پرسشی شگفت در ذهن حبیب جوشیده بود؛ پرسشی که ترجمان پیوند عارفانه و عاشقانه اش با امام بود:

-یا اباعبدالله شما پیش از آفرینش آدم چه بودید؟

امام لبخندی زد و مهربانانه پاسخ داد:
ما آشنایان محبوب، در هیئت نوری ناب گرد عرش می چرخیدیم و فرشتگان را تسبیح و تحمید و تحلیل می آموختیم.

هرکس حسین و حبیب را نمی شناخت، ژرفا و عظمت این پرسش را نمی فهمید. حبیب نزدیک شد. نور را در آغوش فشرد. معلم فرشتگان آسمان را پیش از خلقت آسمان و زمین، بوسید و بویید و جان او آکنده و لبریز از نور برای نور افشانی در همه‌ی فرداها آماده تر شد. (برداشتی از آینه‌دران آفتاب، دکتر محمدرضا سنگری)

فَقَدْ رُوِیَ لَنَا عَنْ حَبِیبِ بْنِ مُظَاهِرٍ الْأَسَدِیِّ بَیَّضَ اللَّهُ وَجْهَهُ‏ أَنَّهُ قَالَ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بِنْ أَبِی طَالِبٍ ع أَیَّ شَیْ‏ءٍ کُنْتُمْ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ ع قَالَ کُنَّا أَشْبَاحَ نُورٍ نَدُورُ حَوْلَ‏ عَرْشِ‏ الرَّحْمَنِ فَنُعَلِّمُ الْمَلَائِکَةَ التَّسْبِیحَ وَ التَّهْلِیلَ وَ التَّحْمِید (علل الشرائع، ج‏1، ص: 23)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۵
سید علی اصغر علوی
شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۷:۵۴ ق.ظ

نگاهی «راه‌بردی» و «کاربردی» به امام حسین

شعاری خوب است که مبتنی بر شعور باشد...

تاریخ شفاهی آثار عاشورایی زیر خیمه حسین: درنگی در گم‌گوشه‌های کربلا با فهمی دیگرگونه

چیزی مانع تحقق اراده خدا نیست اما به حکم «أبى‏ اللّه‏ أن یجرى‏ الأمور إلّا بأسبابها» قرعه فال به نام چه کسی خواهد خورد را، باید از خدا طلب کرد. این درسی است که امام سجاد –فرزند رشید کربلا- در لابلای دعاهای رمزآلود صحیفه‌اش به ما می آموزد: «وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ‏ عَلَى یَدِیَ الْخَیْر» توفیق ده که دستان من، دستان تحقق اراده و جریان خیر در این عالم باشد. آری عَلَم زمین نمیخورد، اما افتخار علم‌داری آن‌را برای چه کسی خواهند نوشت؟

چند سالی توفیق، رفیق گروهی شد تا سر کلاس مدرسه عاشورا  بنشینند و مباحثی از آن را مرور و مباحثه کنند و کم کم در آن حلقه اولی، سرفصلهایی استخراج شد که در قالب آثاری، جانهای مشتاق را نواخت و سال‌به‌سال به کمال خود نزدیکتر شد، بعد از گذشت چند سال وقتی به راهی که طی شده و ثمراتی که حاصل شده است نظری افکنده شود، همانند زراعتی است که جوانه‌های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده و بقدری نمو و رشد کرده که زارعانش را هم به شگفتی وامی‌دارد، این است زبانحال بانیان آن که «کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ» (الفتح/29) حال که نعمات این درخت شکوهمند، بنیانگذارانش را هم به شگفتی وا داشته است بر هرنعمتش شکری واجب است؛ که فرمود هرگاه کنارهاى نعمتها بسوی شما برسد پس رم مدهید انتهاى آنها را به سبب کمى شکر، چرا که کمى شکر نعمت، سبب زوال و انقطاع آن گردد پس هرگاه نعمتى بشما رسید تقصیر مکنید در شکر تا این که تمام گردد بر شما «إِذَا وَصَلَتْ‏ إِلَیْکُمْ أَطْرَافُ‏ النِّعَمِ‏ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّکْر» (وسائل الشیعة، ج‏16، ص: 328) و شکر واجب این نعمت، بیان آن است برای رهپویان وادی مناجات: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»(الضحی/11).

این سطور شکری است بر این نعمت...

***

باور نویسنده بر آن است که برای عبور از وادی «سبک زندگی دینی» و وصول به قله رفیع «تمدن نوین اسلامی» آموزه‌های عاشورا و درس‌های کربلا منبعی سرشارند و اگر دستگاه فکری جامعه، مبتنی بر نظام فکری عاشورایی امام حسین و اصحاب‌شان ساخته شود، نوید عصر ظهور است.

با این توقع، کربلا باید برای همه چیز حرف داشته باشد؛ چنان‌که دارد؛ با این معادله، کربلا و عاشورا یک سرزمین و یا یک روز نیست، بلکه وسعت جغرافیا و تاریخ انسانیت را در بر می‌گیرد و اصلا نوع نگاه به این واقعه را هم باید این‌گونه تعریف کرد تا کربلا کربلا باشد. مجموعه آثار عاشورایی «زیر خیمه حسین علیه‌السلام» در پی کشف همین حقیقت است.

هر چند در غالب آثار، مسائل دانش مدیریت بر آستان عاشورا وارد شده و از محضر عاشورا و امام عاشورا پاسخ می‌گیرد (اعم از طرح موضوع و ادبیات عمومی و یا تخصصی آن و نیز نگاه کلان و یا خرد) و جان‌مایه اصلی آن‌ها در محور امام حسین و اصحاب‌شان دیده و در مدار کربلا تعریف می‌شود، اما مسائل مختلف تربیتی نیز در لابلای آن به چشم می‌خورد. سیر مطالعاتی پیشنهادی به مخاطب اجازه می‌دهد بر اساس نیاز و اقتضای گروه‌ هدفی که دارد، آثاری را به همان ترتیب، در اولویت مطالعاتی خود قرار دهد.

البته توجه به چند ملاحظه، مفید است: پیوند مفید: سیر مطالعاتی پیشنهادی مجموعه آثار عاشورایی زیر خیمه حسین (علیه‌السلام)

 

مطلب مرتبط: تاریخ شفاهی و جریان شناسی سیر مطالعات عاشورایی زیر خیمه حسین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۷:۵۴
سید علی اصغر علوی
چهارشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۵۹ ب.ظ

چاپ مجدد «خادم ارباب کیست؟» و «توجیه‌المسائل کربلا»

در آستانۀ ۲۹امین نمایشگاه کتاب تهران؛

کتاب‌های «خادم ارباب کیست؟» و «توجیه‌المسائل کربلا، به ترتیب به چاپ چهارم و دوم رسید. این کتاب‌ها را از طریق نرم‌افزارهای کتاب‌خوان طاقچه و فراکتاب هم می‌توانید دریافت کنید.

به گزارش روابط عمومی مؤسسۀ علمی-فرهنگی سدید ؛ چاپ چهارم کتاب «خادم ارباب کیست؟» و چاپ دوم کتاب «توجیه‌المسائل کربلا»  توسط انتشارات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) و به اهتمام مؤسسۀ علمی- فرهنگی سدید منتشر شد.

 توجیه المسائل کربلا , خادم ارباب کیست؟

معرفی کتاب «خادم ارباب کیست؟»:

کربلا سراسر نکته و تلنگر است برای اهلش، هر عبارت از امام حسین(علیه السلام) و اصحابش پنجره‌هایی به سمت روشنی و کمال هستند و تا این پنجره‌ها گشوده نشود، خانۀ تاریکِ دل روشنایی نخواهد گرفت. باید در هر فراز توقف و درنگی داشت. باید عبارات اصحاب حسین(علیه السلام) را آئینۀ زندگانی دانست و هر روز خود را در آن تماشا کرد. باید این فرازها را به سمت زندگی گشود.

در خادمی ارباب و هیأت‌داری نیز به جای نوشتن از اساس‌نامه و شرح وظایف و رسالت برای خادمین هیأت،  کافیست خادم خود امام حسین (علیه السلام) معرفی شود. خادمی که  عمری پا به پای امام زیسته و آئین نوکری آموخته و هم البته می‌آموزد. کسی که با امام به کربلا آمده و خون سیاهش با خون‌های مطهر اصحاب عجین شده است. همان غلامِ سیاه اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ، حضرت جَوْن (علیه السلام)…

چاپ چهارم این کتاب در ۹۶ صفحه و به قیمت ۶۰۰۰ تومان در بهار ۹۵ منتشر شده است.

برای خرید این کتاب به صفحه معرفی این کتاب مراجعه کنید.


معرفی کتاب «توجیه‌المسائل کربلا»:

یکی از سنت‌های الهی، سنت امتحان و ابتلاء است. بر اساس این سنت، همۀ بشر باید امتحان شوند تا معلوم شود که عیار خلوص‌شان چه قدر است و در این امتحانات هنگامی که عمل انسان با باورها و ارزش‌های وی سازگاری نداشته باشد، آرامش ذهنی خود را از دست می‌دهد، برای آرام‌سازی خود دست به دلیل‌تراشی می‌زند و بهانه‌های فراوانی پیدا می‌کند.

این کتاب، ابتدا معنا و مفهوم توجیه را بررسی می‌کند. در ادامه به انواع و اقسام توجیه می‌پردازد. سپس مهم‌ترین مطلب این کتاب، یعنی توجیهات کسانی که امام حسین(ع) را یاری نکردند، با جزئیات بررسی می‌شود. کتاب حاضر توجیهات را در سه دستۀ «توجیهات کسانی که با امام همراه نشدند»، « توجیهات کسانی که امام را ترک کردند» و « توجیهات کسانی که مقابل امام ایستادند» بررسی می‌کند.

چاپ دوم این کتاب در ۱۶۴ صفحه و به قیمت ۸۰۰۰ تومان در بهار ۹۵ منتشر شده است.

برای خرید این کتاب به صفحه معرفی این کتاب مراجعه کنید.

برای تهیۀ این کتب می‌توانید به سایت مؤسسۀ علمی- فرهنگی سدید مراجعه یا با شماره‌های ۰۲۱۶۶۴۸۵۸۵۰، ۰۲۱۶۶۴۸۶۱۲۰ و ۰۹۱۰۹۸۰۵۰۵۵ تماس حاصل فرمائید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۵۹
سید علی اصغر علوی
دوشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۳۳ ب.ظ

جایی که روضه هست، می‌شود حرف علمی زد

هیئت به انسان صفای دل می‌دهد و «صفای دل داشتن» مقدمه و لازمۀ آموختن است.

برداشتی از استاد پناهیان

چرا ما باید هیئت هفتگی داشته باشیم؟ چرا هر یک از ما باید مقیّد باشیم، عضویتی در یک هیئت-به عنوان مجلس هفتگی- در زندگی خودمان و برنامه‌های معنوی خودمان ثبت کنیم؟

هربار که آموزشی از معارف دینی دریافت می‌کنید، باید تا دفعۀ بعد یک فرصتی برای تفکر، برای عمل و تجربه وجود داشته باشد، تا-آن معرفت- در جان شما تثبیت شود، و در هفتۀ بعد قطعۀ دیگری را دریافت کنید. و اگر این هفته‌ای یک‌بار، فاصله‌اش زیاد شود و مثلاً به ماهی یک‌بار تبدیل شود، طبیعتاً باز این فاصله آسیب‌های فراوانی خواهد داشت و ذهن انسان انسجام مطلب را از دست می‌دهد. (پیامبر اکرم(ص): وای بر هر مسلمانى که در هفته یک روز را قرار ندهد که در آن روز، امر دین و آئین خود را بفهمد و بیاموزد، و از معارف دین خویش پرسش نماید؛ أُفٍ‏ لِکُلِ‏ مُسْلِمٍ‏ لَا یَجْعَلُ‏ فِی‏ کُلِ‏ جُمْعَةٍ یَوْماً یَتَفَقَّهُ‏ فِیهِ‏ أَمْرَ دِینِهِ‏ وَ یَسْأَلُ عَنْ دِینِهِ وَ رَوَى؛ محاسن/1/225)

چرا این آموزش باید در هیئت اتفاق بیفتد؟ چون امیرالمؤمنین(ع) در نامۀ سی و یکم نهج‌البلاغه فرمودند: جوان من! اگر قلبت صفا دارد حرف‌های من را بخوان(فَإِنْ أَیْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُکَ فَخَشَعَ وَ تَمَّ رَأْیُکَ فَاجْتَمَعَ وَ کَانَ هَمُّکَ فِی ذَلِکَ هَمّاً وَاحِداً فَانْظُرْ فِیمَا فَسَّرْتُ لَک؛ نهج‌البلاغه/نامه31) هیئت به انسان صفای دل می‌دهد و «صفای دل داشتن» مقدمه و لازمۀ آموختن است.

این صفا از نور اهل‌بیت(ع) آغاز می‌شود تا انگیزۀ آدم‌هایی که با انگیزۀ مخلصانه-بدون نام و نان، بدون نمره گرفتن و حقوق دریافت کردن- در این جلسه شرکت می‌کنند. نور آدم‌ها در این جلسه بالاست! نام اهل‌بیت(ع) در چنین جلسه‌ای معنویت را افزایش می‌دهد! وقتی آدم می‌تواند در هیئت، مطلبی را دریافت بکند، چرا باید این آموختن را در فضایی غیر از هیئت انجام بدهد؟!

جایی که روضه هست، می‌شود حرف علمی زد، چون پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: هر کسی بچه‌های من، اهل‌بیت(ع) من را دوست داشته باشد خدا به او حکمت می‌دهد.(مَنْ أَرَادَ الْحِکْمَةَ فَلْیُحِبَّ أَهْلَ بَیْتِی‏؛ مائة منقبة من‌مناقب أمیرالمؤمنین و الأئمة/84) و (امام صادق(ع): مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ حَقَّقَ حُبَّنَا فِی قَلْبِهِ جَرَى یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ عَلَى لِسَانِهِ؛ محاسن/1/61)

من وقتی می‌توانم در جمع مؤمنین-که عزادار اباعبدالله‌الحسین(ع) هستند- بروم و از نور آنها استفاده کنم، چرا پای تلویزیون بنشینم؟ این حرف‌ها معنا ندارد! بله ما می‌نشینیم پای تلویزیون و استفاده می‌کنیم. ولی آن نوری که در جلسه هست، و آن نوری که در قدم‌های خودِ شما هست[جای دیگر نیست] شما وقتی حرکت می‌کنی، تولید نور می‌کنی. اینها همه محفلی را برای هیئت تشکیل می‌دهند.

هیئت به انسان صفای دل می‌دهد و صفای دل داشتن مقدمه و لازمۀ آموختن است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۳۳
سید علی اصغر علوی

گفتند: امام حسین، معرِّف جریان ظهور امام عصر است...

و باز گفتند: در علم منطق، معرِّف باید اعرف و اجلای از معرَّف باشد؛ یعنی در آن موقع باید امام عصر را به امام حسینی بشناسند که از حضرتش شناخته شده‌تر است.

عاشورا و کربلا و حضرت حسین باید همه را برای آن اتفاق بزرگ به هم وصل کند تا یک جریان تشکیلاتی منسجم برای ظهور رقم بخورد؛ تا هم یکپارچه شوند برای یاری امام عصر...

و این فرصت را امروز حضرت زینب فراهم کرده است.

سر این سفره ایرانی و افغانی هست، عراقی و لبنانی و سوری هست؛ حتی شیعه و غیر شیعه نمیشناسد یاری این جبهه. چقدر اخوت ها اینجا بروز و ظهور زیبایی پیدا کرده است!

شهدای حرم شاهد و گواه این مدعایند.

نفحات شکل‌گیری این «امت واحده» از وادی زینبِ حسین برخاسته است...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۷:۴۱
سید علی اصغر علوی

زندگی جهادی

به حرمت رحلت عمه سادات، عقیله بنی‌هاشم، علیا مخدره حضرت زینب کبریسلام‌الله علیها

میپرسی: فلانی کجاست؟ چرا دیگر او را در هیات نمیبینیم؟ در کارهای فرهنگی رد پایی از او نیست؟!

پاسخ میشنوی: کار دارد... درس دارد...

و با خود می‌اندیشی آیا این جمله، مفهوم مخالفی هم دارد؟ یعنی آنها که هیات می‌آیند کار ندارند و درس ندارند... آیا هیات مجمع بی‌کاران و بی‌عاران عالم است؟!

و باز میپرسی دیگری چرا نیست؟ و پاسخها و عذرهایی مانند اشتغال و ازدواج و...

***

امید که اشتغال و ازدواج و... کسی را از حسین جدا نکند

امید که اینها بهانه انس و همراهی بیشتر با امام حسین باشد...

اشارتی از عقیله بنی هاشم در بیان «آفتاب در حجاب»:

ازدواج اما برای تو مقوله‌ای نبود مثل دیگر دختران.

تو را فقط یک انگیزه، حیات می‌بخشید و یک بهانه زنده نگاه می‌داشت و آن حسین بود.

فقط گفتی: «به این شرط که ازدواج، مرا از حسینم جدا نکند.»

گفتند: «نمی‌کند.»

گفتی: «اقامت در هر دیار که حسین اقامت می‌کند.»

گفتند: «قبول.»

گفتی: «به هر سفر که حسین رفت، من با او همراه و همسفر باشم.»

گفتند: «قبول.»

گفتی: «قبول.»

و علی گفت: «قبول حضرت حق.» (آفتاب در حجاب، سید مهدی شجاعی، صفحه54)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۲۰
سید علی اصغر علوی
جمعه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۷:۴۳ ق.ظ

تذکری برای جهاد علمی

یادنوشتی به شکرانه الطاف مهربان آفتابیش که شامل حال این ذره‌ی کم‌ترین کرد و چند صباحی مهمان سفره نورانی نجفش نمود؛ اللهم لک الحمد...

یک:

علیکم ب"الغدیر"!

دعوتی برای خوانش الغدیر

خواندن "الغدیر" علامه شیخ عبدالحسین امینی در این ایام توفیقی بزرگ بود.

در شهر طلایه‌دار غدیر و در کنار مضجع حضرت امیر و نیز حوالی خانه و مزار و کتاب‌خانه مؤلف الغدیر، مطالعه این کتاب گرانسنگ چیزی بود از جنس اکسیر، کبریت احمر و یا غنیمتی وصف ناشدنی...

کتاب کسی که از روی گریه‌هایش می‌شد فهمید او به حرم مشرف شده، کسی که در وسط گریه‌هایش همه‌روضه‌اش همین یک جمله‌بود: "علی مظلوم است...علی غریب است..."

و کتابی که به تعبیر خود علامه امینی:

" من برای نوشتن الغدیر 10 هزار کتاب را (که ممکن است هر کتاب در چندین مجلد باشد) از بای بسم‌الله تا تای تمت) خوانده‌ام و به 100 هزار کتاب مراجعات مکرر داشته‌ام." {تذکری برای جهاد علمی طلبه-دانشجوها}

باز هم سپاس امیر مؤمنان را که اجازه داد در حریمش باشیم و لیاقتی بیابیم در شهر رؤیایی نجف این کتاب را بخوانیم و نیز پای صحبت‌های فرزندش(شیخ احمد امینی) در کنار مزار پدر بنشینیم.

یک ایده یک پیشنهاد: خواندن این کتاب و یا لااقل گزیده‌جامع از الغدیر علامه شیخ عبدالحسین امینی که به کوشش مؤسسه میراث نبوت در 1320 صفحه کار شده است را از دست ندهید!

مدیران، روحانیان و مادحان محترم نیز می‌توانند از این کتاب به عنوان ره‌توشه‌ای برای زائران استفاده کنند.

چشمه های جوشان علم، تو را میخواند...

***

دو:

باید سیل راه انداخت...

جهاد علمی به سبک علمای نجف

برداشتی از بیانات آیت‌الله محمدی امام جمعه محترم همدان در جلسه روحانیان و مادحان بعثه مقام معظم رهبری در نجف

o        جهاد علمی یعنی علامه امینی که از تبریز آمد در خانه مولا علی را زد و گفت: از شما نوکری می‌خوام و بهش هم دادند...

10هزار کتاب را خواند و به 100 هزار کتاب مراجعه داشت.

o        جهاد علمی یعنی صاحب جواهر که وقتی پسرش در وسط نگارش کتاب جواهرش فوت کرد همان‌طور که قلم در دستش بود گفت: "هذا واجب عینی، هو واجب کفایی": این کار واجب عینی است(نگارش کتاب) ولی تشییع میت واجب کفایی است

به تعبیر علامه جوادی آملی حج نرفت چون نذر کرده بود هر سال کربلا باشد فلذا استطاعت نداشت

گفته بود: "اذهبوا، دفّنوه" قلم بگرفت و ادامه داد...

o        باید در این مسیر اهل اشک و توسل بود، به تعبیر علامه جوادی با یک قطره نمی‌شود، باید سیل راه انداخت.

گریه احمد را نبی‌الله کرد                  گریه حیدر را ولی‌الله کرد

o        اگر همین حوزه نجف خوب بعد تبلیغی‌ش را کار می‌کرد، در عراق یک غیر شیعه نداشتیم

ما که نمی‌فهمیم ولی یکی از عرفا می‌گفت: حوزه نجف به موفقیت اصلی‌ش نرسید به خاطر همین ترک تبلیغ.

ما هم که در شهر و دیار خودمان برای خودمان تعین درست کردیم و تبلیغ نمی‌کنیم هم در معرض همین خطریم.

روایت می‌گوید: ولیثور القرآن (مَن أَرادَ العِلْمَ‏ فلْیُثَوِّر القُرآن‏) ثوره یعنی انقلاب، انقلاب‌گر قرآن باشید!


گزیده ای از پایگاه مجازی «طلبه-دانشجو در مدار نجف»: اینجا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۷:۴۳
سید علی اصغر علوی